وَ أُخْرى
وعده كرد شما را غنيمتهاى ديگر يا فتح شهرهاى ديگر كه هنوز
لَمْ تَقْدِرُوا
قادر نشدهايد
عَلَيْها
بر آن و نمىدانيد آن را
قَدْ أَحاطَ اللَّهُ
به درستى كه احاطه كرده است علم خداى
بِها
به آن مراد غنائم هوازن است يا مدائن فارس و روم و شام و مجاهد گويد هر فتحى كه تا قيامت مر اين امت را دست دهد در اين داخل است
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى
عَلى كُلِّ شَيْءٍ
بر همه چيزها از فتح مداين و اعطاء غنائم
قَدِيراً
توانا
وَ لَوْ قاتَلَكُمُ
و اگر قتال كردندى با شما در حديبيه
الَّذِينَ كَفَرُوا
آنان كه كافر بودند از اهل حديبيه و صلح نكردندى
لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ
هر آئينه برگردانيدندى پشتها را يعنى هزيمت كردندى
ثُمَّ لا يَجِدُونَ
پس نيافتندى
وَلِيًّا
كارسازى كه ايشان را نگاه دارد
وَ لا نَصِيراً
و نه يارى كه ايشان را مددگارى نمايد
سُنَّةَ اللَّهِ
سنت نهاده است خداى سنتنهادنى
الَّتِي قَدْ خَلَتْ
آن سنتى كه گذشته است
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين در امتان ديگر كه هميشه انبياء بر ايشان غلبه كردهاند
وَ لَنْ تَجِدَ
و نيابى تو
لِسُنَّةِ اللَّهِ
مر سنت خداى را
تَبْدِيلًا
تغييرى هرچه در ازل مقدّر و مقرر شده لا محاله كائن خواهد شد و دست تصرف هيچكس رقم تغيير و تبديل بر صفحات آن نخواهد كشيد قطعه
تغيير به حكم ازلى راه نيابد * تبديل بفرمان قضا كار ندارد
در دائره امر كموبيش نگنجد * با سرّ قدر چون و چرا كار ندارد
آوردهاند كه وقتى كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم در حديبيه بود هشتاد تن از اهل مكه بهنگام نماز صبح از جبل تنعيم فروتاخته شبخون آوردند تا صحابه رض را بقتل رسانند ياران رسول اللّه ص غلبه كرده ايشان را دستگير گردند و پيش آن حضرت آوردند و آن حضرت ايشان را آزاد كرد آيت نازل شد كه
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن خداوندى كه از محض كرم
كَفَّ أَيْدِيَهُمْ
بازداشت دستهاى كفار مكه را
عَنْكُمْ
از شما تا صلح كردند
وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ
و دستهاى شما را كوتاه كرد از ايشان
بِبَطْنِ مَكَّةَ
در وادى مكه يعنى حديبيه
مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ
پس از آنكه ظفر داد شما را و غالب ساخت
عَلَيْهِمْ
بر ايشان مراد آن هشتاد سواراند
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى
بِما تَعْمَلُونَ
بهآنچه مىكنيد از مقاتله با كفار براى فرمان رسول خداى و آنكه دست باز مىداريد و مىگذاريد به جهت تعظيم خانه خداى
بَصِيراً
بينا و شما را بدان جزا خواهد داد .