تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1156

مساهمون:

ص١١٥٦
هُمُ الَّذِينَ
ايشانند آنان كه
كَفَرُوا
كافر شدند
وَ صَدُّوكُمْ
و بازداشتند شما را
عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
از طواف مسجد حرام
وَ الْهَدْيَ
و منع كرد شتران را كه از براى قربان آورده بوديد
مَعْكُوفاً
در حالتى كه بازداشته شده بودند
أَنْ يَبْلُغَ
از آنكه برسد
مَحِلَّهُ
بجاى او كه مكان نحرست يعنى منى خلاصه معنى آنكه كفار مكّه بسبب آنكه شما را از عمره منع كردند و قربانى را به محل او نگذاشتند مستحق قتال و استيصال گشتند ليكن ما شما را درين سال از قتال ايشان باز مىداريم جهت گرويدگان كه در مكه هستند
وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ
و اگر نبودندى مردان گرويده
وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ
و زنان ايمان آورده در مكّه كه شما
لَمْ تَعْلَمُوهُمْ
ندانسته‌ايد ايشان را و آن هفتاد و دو تن زن و مرد بودند كه كتمان ايمان مىكردند حق سبحانه فرمود كه اگر نبودندى ايشان در مكه و شما ايشان را نمىدانيد باعيان ايشان زيرا كه با مشركان مختلطاند
أَنْ تَطَؤُهُمْ
بدل است از رجال يعنى اگرنه آن بودى كه آن مؤمنان هستند و نه آن بودى كه شما ايشان را در اثناى قتال پى سپر مىكرديد يعنى هلاك مىساختيد
فَتُصِيبَكُمْ
پس مىرسيد بشما
مِنْهُمْ
از جهت هلاك ايشان
مَعَرَّةٌ
مكروهى يعنى غمى و اندوهى بقتل مؤمنان يا تاوانى چون كفارت و ديت
بِغَيْرِ عِلْمٍ
متعلق به آن تطؤهم است يعنى مىكشتيد ايشان را بىآنكه دانيد هر آئينه ما دست شما از ايشان كوتاه نمىكرديم پس منع كرديم شما را از قتل اهل مكه جهت نگاه داشت ايشان و اين از براى آنست
لِيُدْخِلَ اللَّهُ
تا داخل گرداند خداى
فِي رَحْمَتِهِ
در بخشش خود
مَنْ يَشاءُ
هرك را خواهد مراد از رحمت توفيق زيادتى خيرات است و گفته‌اند كه دين اسلام
لَوْ تَزَيَّلُوا
اگر جدا شدندى آن مؤمنان از كافران و در مكه نبودندى
لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا
هر آئينه عذاب مىكرديم آنان را كه كافر شدند
مِنْهُمْ
از اهل مكّه
عَذاباً أَلِيماً
عذابى مولم در عقبى و موجع در دنيا بقتل و سبى
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و ياد كن اى محمد ص كه چون كردند و درآوردند آنان كه نگرويدند
فِي قُلُوبِهِمُ
در دلهاى خود
الْحَمِيَّةَ
تعصب و تكبر و غيرت را
حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ
حميت جاهليت كه بنده را از فرمان‌بردارى خداى بازدارد يعنى با يكديگر گفتند كه محمد ص را با ياران او در مكه نه‌مىگذاريم چه ايشان در بدر و احد پدران و برادران ما را كشته‌اند بلات و عزى كه بمنازل ما درنيايند چون ايشان عصبيت پيش آوردند
فَأَنْزَلَ اللَّهُ
پس فروفرستاد خداى
سَكِينَتَهُ
آرام و وقار خود را
عَلى رَسُولِهِ
بر فرستاده خود .