تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1153

مساهمون:

ص١١٥٣
قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ
بگو مر اين بازماندگان را
مِنَ الْأَعْرابِ
از اهل باديه
سَتُدْعَوْنَ
زود باشد كه خوانده شويد
إِلى قَوْمٍ
بحرب گروهى
أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ
خداوندان كارزار سخت كه اهل يمامه‌اند از متابعان مسيلمه كذاب يا قبائل عرب كه مرتد شدند بعد از وفات پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم يا هوازن و غطفان كه در حيات آن حضرت بوادى حنين حرب كردند و گفته‌اند كه مراد اهل فارس و روم‌اند ملخص آيت آنكه شما را به جنگ مردمى محارب مبارز خواهد خواند كه شما
تُقاتِلُونَهُمْ
كارزار كنيد با ايشان و بكشيد ايشان را
أَوْ يُسْلِمُونَ
يا مسلمان شوند اگر اين قوم مشرك يا مرتد باشند حكم ايشان قتل است يا اسلام و اگر غير ايشان است از اهل كتاب قتال است يا جزيه و بر ان تقدير اسلام بمعنى انقياد باشد
فَإِنْ تُطِيعُوا
پس اگر فرمان بريد كسى را كه خواننده شما است بقتال آن گروه
يُؤْتِكُمُ اللَّهُ
بدهد شما را خداى تعالى
أَجْراً حَسَناً
مزدى نيكو كه آن غنيمت است در دنيا و جنت در عقبى
وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا
او اگر روى بگردانيد و پشت بر داعى كنيد
كَما تَوَلَّيْتُمْ
همچنان‌كه اعراض كرديد
مِنْ قَبْلُ
پيش اين از سفر حديبيه
يُعَذِّبْكُمْ
عذاب كند خدا شما را
عَذاباً أَلِيماً
عذابى دردناك در حق متخلفان چو اين همه وعيد واقع شد ضعفا و عجزه از مسلمانان انديشيدند كه ما به‌واسطه عجز و ضعف از جهاد تخلف مىكنيم تا مآل حال ما بچه انجامد آيت آمد كه
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ
نيست بر نابينا گناهى اگر بحرب نرود
وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ
و نه بر لنگ
حَرَجٌ
بزه است اگر از جهاد تخلّف كند
وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ
و نه بر بيمار
حَرَجٌ
تنگى دائمى اگر بحرب نرود چه اين‌ها معذوراند
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ
و هر كه فرمان برد خداى را
وَ رَسُولَهُ
و فرستاده او را در جهاد و غير آن
يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ
درآورد خدا او را در بهشتها و آن‌چنان بوستانها است كه پيوسته
تَجْرِي
مىرود
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
از زير مساكن بهشتيان جويها
وَ مَنْ يَتَوَلَّ
و هر كه اعراض كند از فرمان خداى و رسول او
يُعَذِّبْهُ
عذاب كند خدا او را
عَذاباً أَلِيماً
عذابى كه درد آن منقطع نگردد و الم او منقضى نشود و آن عذاب حرمان است چه به مخالفت امر خداى از دولت لقا مهجور و به نافرمانى رسول ص از سعادت شفاعت محروم خواهند بود نعوذ باللّه من الحرمان بيت
مسوز ز آتش حرمانيم كه هيچ عذاب * ز روى سوز و الم چون عذاب حرمان نيست
آورده‌اند كه چون حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم به حديبيه نزول فرمود خراش بن اميه رض را به مكه فرستاد تا ايشان را اعلام كند كه آن حضرت به عمره آمده و داعيه حرب ندارد و اهل مكّه خراش را از درآمدن و سخن كردن منع كردند آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم ثانيا ذو النورين رض را فرستاد او را در مكه نگاه داشتند و آوازه قتل او درافتاد پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم اصحاب را طلبيد ايشان بقول صحيح هزار و پانصد و بيست تن بودند و بيعت كردند بر آنكه با قريش قتال كنند و از حرب روى نتابند و در زير درخت سمره نشسته بود در كشاف آورده كه چون حضرت در زير درخت سمره قرار گرفت شاخى از ان بر پشت مبارك او فرود آمد عبد اللّه مغفل رض گويد كه من قائم بودم زير سر آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم آن شاخ را بدست گرفته از پشت مبارك وى برداشتم و صحابه بيعت كردند بر مرگ و قتل و آنكه مطلقا نگريزند حضرت ص فرمود كه شما امروز بهترين اهل زمانيد در معالم از جابر رض نقل مىكند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه به دوزخ نرود يك كس از انها كه در تحت الشجرة بيعت كردند و اين را بيعت الرضوان گويند چه حق سبحانه ازين قوم خوشنود شد چنانچه مىفرمايد .