وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
و بر مؤمنان تا مقاتله نكردند و به صلح راضى شده معاودت نمودند و سهيل بن عمرو كه باعث صلحنامه بود نگذاشت كه بسم اللّه الرحمن الرحيم بنويسند و راضى نشد كه محمد رسول اللّه كتابت كنند حق تعالى مىفرمايد كه
وَ أَلْزَمَهُمْ
و ثابت داشت خدا مؤمنان را
كَلِمَةَ التَّقْوى
بر كلمه تقوى كه كلمه شهادت است يا بسم اللّه الرحمن الرحيم كه اهل مكه نهپسنديدند يا محمد رسول اللّه كه به كتابت آن رضا ندادند
وَ كانُوا
و هستند مؤمنان
أَحَقَّ بِها
سزاوارتر بدان كلمه از غير ايشان
وَ أَهْلَها
و هستند اهل آن و اولى بدان كلمه
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى
بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
به همه چيزها دانا بعد از رجوع از حديبيه بعضى از صحابه رض گفتند تعبير خواب پيغمبر ص راست شد و ما طواف خانه نكرديم و خلق و تقصير بجاى نياورديم آيت آمد كه
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ
هر آئينه راست كرد خداى و محقق ساخت
رَسُولَهُ
براى رسول و فرستاده خود
الرُّؤْيا
آن خوابى كه ديده بود
بِالْحَقِّ
به راستى و بنا بر حكمتى درين سال تاخير كرد و در سال آينده
لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ
هر آئينه درآييد شما به مسجد حرام
إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ
اگر خواهد خداى تعالى در محلى كه ايمن باشيد از اعادى و گفتهاند استثناى حكايت پيغمبر است كه در وقت تقرير رؤيا فرمود كه به مسجد الحرام درآيند ان شاء اللّه آمنين
مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ
تراشندگان موى سرهاى خود
وَ مُقَصِّرِينَ
و چينندگان موى سر از مقراض يعنى بعضى تراشند و بعضى بچينند
لا تَخافُونَ
نترسيد از هيچكس
فَعَلِمَ
پس مىداند خداى
ما لَمْ تَعْلَمُوا
آنچه ندانيد شما از حكمت در تاخير عمره
فَجَعَلَ
پس ساخت براى شما يعنى مقدر گردانيد
مِنْ دُونِ ذلِكَ
پيش ازين يعنى قبل از دخول مسجد الحرام جهت عمره قضا
فَتْحاً قَرِيباً
فتحى نزديك كه فتح خيبر است تا دل مؤمنان از اندوه تاخير عمره خالى شده به آن فتح شادان گردند
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ
اوست آن خداوندى كه فرستاد
رَسُولَهُ
فرستاده خود را كه محمد ص است
بِالْهُدى
براى راه نمودن خلق و بيان كردن احكام
وَ دِينِ الْحَقِّ
و دين درست كه اسلام است
لِيُظْهِرَهُ
تا غالب گرداند اين دين را
عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
بر همه دينها يعنى اگر دين حق باشد احكام آن را منسوخ سازد و اگر باطل بود براندازد و گفتهاند هيچ اهل دينى نباشد الا كه مقهور و مغلوب مسلمانان شوند و آن بوقت نزول عيسى على نبينا و عليه السلام باشد
وَ كَفى بِاللَّهِ
و بسنده است خداى
شَهِيداً
گواه بر نبوت تو اگر سهيل گويد كه محمد بن عبد اللّه نويسيد غم مخوريد كه ما مىگوئيم .