لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ
بتحقيق كه خداى خوشنود گشت
عَنِ الْمُؤْمِنِينَ
از گرويدگان صحابه رض
إِذْ يُبايِعُونَكَ
وقتى كه بيعت كردند با تو
تَحْتَ الشَّجَرَةِ
در زير درخت سمره
فَعَلِمَ
پس مىداند خداى
ما فِي قُلُوبِهِمْ
آنچه در دلهاى ايشانست از اخلاص و وفا و صدق و صفا
فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ
پس فروفرستاد آرامش
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
وَ أَثابَهُمْ
و پاداش داد ايشان را
فَتْحاً قَرِيباً
فتحى قريب كه فتح خيبر است يا مكه
وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً
و غنيمتهاى بسيار از اخوّت و نقود و ضياع و عقار
يَأْخُذُونَها
فرا مىگيرند آنها را از يهود خيبر و غير آن
وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً
و هست خدا غالب و غلبهدهنده دوستان خود را
حَكِيماً
حكمكننده به مغلوبيت دشمنان
وَعَدَكُمُ اللَّهُ
وعده كرده است شما را خدا اى امت
مَغانِمَ كَثِيرَةً
غنيمتهاى بسيار در بلاد فارس و روم بلكه در اطراف و اكناف عالم
تَأْخُذُونَها
فرامىگيريد آن را تا قيامت
فَعَجَّلَ
پس تعجيل نقد داد
لَكُمْ
مر شما را
هذِهِ
اين غنيمت خيبر
وَ كَفَّ
و بازداشت و كوتاه كرد
أَيْدِيَ النَّاسِ
دستهاى مردمان را يعنى اهل خيبر و حلفاى ايشان را كه بنى اسد و غطفان بودند
عَنْكُمْ
از شما تا حلفاى يهود ترسيده به جنگ درنيامدند و ايشان از خوف شما حصارى شدند تا از شما سالم مانند
وَ لِتَكُونَ
و تا باشد آن غنيمت
آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ
نشان مر مؤمنان را به راستى قول پيغمبر ص بر فتح خيبر يا صدق قول الهى در وعده غنايم
وَ يَهْدِيَكُمْ
و براى آنكه نمايد شما را
صِراطاً مُسْتَقِيماً
راهى راست كه منهج توكل است و مستوثق بودن بفضل ازلى و بازگذاشتن كار بلطف لميزلى ارباب سير رحمهم اللّه برآنند كه چون حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم از سفر حديبيه مراجعت فرمود به حكم وعده و اثابهم فتحا قريبا كارسازى حرب خيبر فرموده با هزار و چهارصد تن از مدينه بيرون آمده متوجه قلاع خيبر شدند و از منزل صهبا به راه مرحب روان شده سحرى بود كه از طريق وادى حرضه ميان قلعههاى خيبريان درآمدند و ايشان بىخبر از قلعه بيرون آمده با بيل و تيشه و ادوات زرع ميلى به حدايق و مزارع خود داشتند كه ناگاه لشكر اسلام در نظر ايشان درآمد گفتند و اللّه محمد ص و الخميس در وى بحصار خود آوردند و آن حضرت ص فرمود كه اللّه اكبر خربت خيبر انا إذا نزلنا بساحته قوم فساء صباح المنذرين القصه يهود حصارى شده دل بر قتال بنهادند و مسلمانان اوّل باهل نطاة حرب كردند و آن قلعه گرفته و بعد از ان حصار شق مفتوح گشت و در مغازى محمد ابن اسحاق مذكورست كه اول از حصون خيبر حصن ناعم را فتح كردند پس نطاة شق از بعد از ان يهود بحصن صعب بن معاص متحصن گشتند و به جنگ بسيار گرفته شد و اقمشه و امتعه و اطعمه ايشان بسيار بدست مسلمانان افتاد پس به محاصره حصار قموص اشتعال فرمودند و حضرت را صداعى طارى شده به خود سوارى نمىتوانست فرمود قلعه بهغايت محكم بوده آنجا حرب فراوان وقوع يافته و آخرالامر بدست مرتضى على كرم اللّه وجهه مفتوح گشت و در ان قلعه مرحب خيبرى را كشت و در آهنين آن حصار بركنده سپرى خود ساخت و يهود زينهار خواستند و غنائم بسيار بدست صحابه رض افتاد و گنج ابو الحقيق بازيافتنده و آنجا آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم را زهر دادند برهء زهرآلوده با وى به سخن درآمد كه يا رسول اللّه ص از من مخور كه مرا بزهر آلودهاند بيت
ز خوان معجزه او گر نواله طلبى * حديث بره بريان شنو كه ما حضر است .