تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1158

مساهمون:

ص١١٥٨
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
محمد فرستاده خداى است به حق
وَ الَّذِينَ مَعَهُ
و آنان كه با اويند از مؤمنان
أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ
سخت‌دل و غليظاند بر كفّار
رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
مهربان و مشفقان ميان يكديگر
تَراهُمْ
مىبينى تو ايشان را
رُكَّعاً
ركوع‌آرندگان
سُجَّداً
سجودكنندگان يعنى در اكثر اوقات مشغول‌اند به نماز در موضح آورده كه اين مناقب راجع به همه صحابه رض است اما درين ايمائى است باختصاص هر يك از خواص اصحاب به منقبتى خاص و الذين معه مدح صديق است رضى اللّه عنه كه بقرب و معيت و رفاقت در دار و غار و اسفار مخصوص بوده اشداء على الكفّار صفت فاروق است رضى اللّه عنه چه در نهايت شدت و غلظت بود با اهل شرك و نفاق همه علما را اتفاق است كه رحماء بينم بغت ذى النورين است رضى اللّه عنه و حيا و دلنوازى و وفاى او مشهورست و معروف و نزد خالق و خلائق بدان صفات و سمات موسوم و موصوف ترهم
رُكَّعاً سُجَّداً
شرح حال مرتضى على است كرم اللّه وجهه كه اكثر اوقات و اغلب آنات او بوظائف طاعات و عبادات مىگذشت تا حدى كه هر شب آواز هزار تكبير احرام از خلوت وى باسماع خادمان عتبه عليه‌اش مىرسيد
يَبْتَغُونَ
مىطلبند اين بزرگان
فَضْلًا مِنَ اللَّهِ
افزونى از خداى يعنى زيادتى ثواب مىجويند
وَ رِضْواناً
و خوشنودى حضرت او مىطلبند
سِيماهُمْ
علامتهاى ايشان
فِي وُجُوهِهِمْ
در رويهاى ايشان ظاهر بوده
مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ
از اثر سجده كردن در لباب آورده كه اثر نماز در جبين مبين ايشان لايح بوده چه روى نمازگزارنده در نظر اهل دل خورشيد تابنده است كه من كثّر صلاته بالليل حسن وجهه بالنهار و در نفحات مذكورست كه چون ارواح به بركت قرب الهى صاف شود انوار معرفت بر اشباح ظاهر گردد بيت
درويش را گواه چه حاجت كه عاشق است * رنگ رخش ز دور ببين و بدان كه هست
ذلِكَ
اين وصف كه مذكور شد
مَثَلُهُمْ
صفت ايشان است
فِي التَّوْراةِ
در كتاب موسى عليه السلام يعنى بدين صفت مذكوراند در توريت ايشان
وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ
و صفت ايشان است در انجيل يعنى به همين نعت در كتاب عيسى عليه السلام مذكوراند يا صفت ايشان در توريت و انجيل
كَزَرْعٍ
مانند كشتى است كه در اوّل
أَخْرَجَ شَطْأَهُ
بيرون مىآرد شاخك خود را يعنى تيغ زند و يك شاخ بيرون آيد
فَآزَرَهُ
پس قوى گرداند آن يك شاخ را
فَاسْتَغْلَظَ
پس سطبر شود
فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ
پس بايستد بر ساقهاى خود يعنى اوّل دانه بود پس گياه ضعيف شود و به آخر درختى گردد
يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ
بشگفت آرد مزارعان را قوت و سطبرى و راستى و خوبى او و اين مثل است ممثّل وى حضرت پيغمبر است صلى اللّه عليه و سلّم و ياران وىاند كه به اول دعوت اسلام ضعيف بود هرچند برآمد قوّت گرفت و راست بايستاد و سبب تعجب عالميان شد حق سبحانه اين تمثيل فرمود
لِيَغِيظَ
تا خشم گيرند
بِهِمُ الْكُفَّارَ
بياران پيغمبر كافران امام قشيرى رح فرموده كه آيت در شان اصحاب رض است پس هر كه بر ايشان خشم گيرد و ايشان را دشمن دارد داخل كفّار خواهد بود نعوذ باللّه منها
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
وعده كرد خدا آنان را كه گرويده‌اند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كردارهاى پسنديده و ستوده
مِنْهُمْ
از ايشان يعنى همه ايشان را وعده فرموده است
مَغْفِرَةً
آمرزش گناهان
وَ أَجْراً عَظِيماً
و مزدى بزرگ و در تف عجائب آورده كه مراد از عمل صالح اينجا دوستى صحابه است رضوان اللّه عليهم اجمعين .