وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ
و ديگر براى آنست تا عذاب كند مردان منافق و زنان منافقه را از اهل مدينه
وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ
و مردان مشرك و زنان مشركه را از اهل مكّه
الظَّانِّينَ بِاللَّهِ
گمانبرندگان به خداى
ظَنَّ السَّوْءِ
گمان بد يعنى اسد و غطفان از اهل شرك و بعضى از منافقان گمان مىبردند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم به حديبيه مىرود كشته خواهد شد يا سالم به مدينه نخواهد آمد و لشكر او منهزم خواهد شد پس حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلم سالم و غانم باز به مدينه آمد و حق سبحانه فرمود كه
عَلَيْهِمْ
برين گمان بد برندگان است
دائِرَةُ السَّوْءِ
گردش بد يعنى ايشان مغلوب و منكوب خواهند شد
وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
و خشم گرفت خداى بر ايشان
وَ لَعَنَهُمْ
و براند ايشان را از رحمت خود
وَ أَعَدَّ لَهُمْ
و آماده كرد براى ايشان
جَهَنَّمَ
دوزخ را
وَ ساءَتْ مَصِيراً
و بد بازگشتى است دوزخ
وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و مر خداى را است لشكرهاى آسمان و زمين يعنى هر كه در آسمانها و زمينها است همه ملوك و مسخّر اوست چنان كه لشكريان مر سردار خود را تكرار اين سخن جهت وعده مؤمنان است تا به نصرت الهى مستظهر باشند و براى وعيد مشركان و منافقان تا از تكذيب ربانى خائف گردند
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى
عَزِيزاً
غالب در فرمان خود
حَكِيماً
دانا در آنچه فرمايد
إِنَّا أَرْسَلْناكَ
به درستى كه ما فرستاديم ترا
شاهِداً
گواه بر اقوال و افعال امت تو
وَ مُبَشِّراً
و مژدهدهنده آنان را كه سكينه بر دلهاى ايشان نازل شده
وَ نَذِيراً
و بيمكننده مر آنان را كه گمان بد بردهاند پس تو امت را بگوى كه فرستادن من جهت بيم و بشارت
لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ
براى آنست كه تصديق كنيد مر خداى را يعنى بگرويد به يگانگى او
وَ رَسُولِهِ
و تصديق كنيد فرستاده او را در دعوى كه مىكند
وَ تُعَزِّرُوهُ
و تقويت دهيد دين او را
وَ تُوَقِّرُوهُ
و بزرگ داريد فرمان او را
وَ تُسَبِّحُوهُ
و به پاكى ياد كنيد مر وى را يا نماز گذاريد براى او
بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
بامداد و شبانگاه و گفتهاند ضمير تعزروه و توقر و عايد به حضرت صلى اللّه عليه و سلّم است يعنى او را نصرت كنيد و تعظيم او بجا آريد كه تعظيم او به حقيقت تعظيم حق است كه
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي
و تعظيم حضرت رسالتپناهى تعظيم امر الهى نيز هست و خود كه يا را دارد كه شرائط تعظيم او كما ينبغى بجا آرد بيت
در حريم سر تعظيم تو كس را راه نيست * وز كمال احتشامت هيچ عقل آگاه نيست .