قالُوا
گفتند عاديان كه اى هود ع
أَ جِئْتَنا
آيا آمده تو بما
لِتَأْفِكَنا
تا برگردانى ما را
عَنْ آلِهَتِنا
از پرستش بتان ما به تهديد و وعيد
فَأْتِنا بِما تَعِدُنا
پس بيار آنچه بما وعده مىكنى از عذاب
إِنْ كُنْتَ
اگر هستى تو
مِنَ الصَّادِقِينَ
از راستگويان در وعده خود
قالَ
گفت هود عليه السلام كه شتاب مىكنيد در طلب عذاب
إِنَّمَا الْعِلْمُ
جز اين نيست كه علم بوقت نزول آن
عِنْدَ اللَّهِ
نزديك خداى است و مرا در آن دخلى نيست
وَ أُبَلِّغُكُمْ
و بشما مىرسانم
ما أُرْسِلْتُ بِهِ
آنچه فرستاده شدهام به آن و بر من غير از رسانيدن نيست
وَ لكِنِّي أَراكُمْ
و ليكن مىبينم شما را
قَوْماً تَجْهَلُونَ
گروهى كه نادانى مىكنيد و بنزول عذاب و حلول عقاب تعجيل مىنمائيد و در سوره اعراف گذشت كه قبيل با جمعى از عاديان بحرم رفته طلب باران كردند سه ابر برآمد و منادى ندا كرد كه يكى از انها اختيار كنيد ابر سياه اختيار كردند و با ايشان مىآمد تا ديار ايشان
فَلَمَّا رَأَوْهُ
پس آن هنگام كه ديدند آن چيز را كه موعود بود از عذاب
عارِضاً
ابرى پهن شده از عذاب در آسمان
مُسْتَقْبِلَ
رو نهاده
أَوْدِيَتِهِمْ
روى نهاده به وادىهاى ايشان
قالُوا
گفتند
هذا
اين براى است
عارِضٌ مُمْطِرُنا
باراندهنده ما را هود عليه السلام فرمود كه
بَلْ هُوَ
اين نه باراندهنده است بلكه او
مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ
آن چيزيست كه تعجيل مىكرديد بدان
رِيحٌ
اين باد و بورى است
فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ
و عذابى است دردناك و او باديست كه از غايت تندى
تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ
هلاك مىكند و نابود مىسازد همه چيزها را از نفس اموال و انعام ايشان
بِأَمْرِ رَبِّها
بفرمان پروردگار خويش پس آن باد بيامد در غايت تندى و سركشى و پشتهاى ريگ احقاف بر ايشان مىريخت هفت شب و هفت روز در زير آن ماندند پس ريگ از ايشان دور كرد و تنهائى ايشان را به دريا افگند
فَأَصْبَحُوا
پس گشتند بحالى كه اگر كسى بديار ايشان رسيدى
لا يُرى
ديده نشدى
إِلَّا مَساكِنُهُمْ
مگر جايگاه ايشان يعنى همه هلاك شدند و مساكن ايشان خالى ماند
كَذلِكَ
همچنانكه ايشان را جزا داديم
نَجْزِي
پاداش مىدهيم
الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ
گروه مكذّبان و كافران را .