وَ لِكُلٍّ
و هر يك را ازين دو فريق
دَرَجاتٌ
پاىها و منزلها است
مِمَّا عَمِلُوا
از جزاى آنچه عمل كردهاند پاىهاى اهل شر بجانب سفل
وَ لِيُوَفِّيَهُمْ
و چنين مقرر كرد خداى تا تمام گرداند مر ايشان را
أَعْمالَهُمْ
جزاى عملهاى ايشان
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
و ايشان ستمديده نشوند در ثواب بنقصان و در عقاب به زياده
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا
و ياد كن روزى را كه عرض كرده شوند كافران
عَلَى النَّارِ
بر آتش دوزخ در موضح آورده كه عرض كنند آتش را بر كافران و مواقف ايشان در دوزخ بديشان نمايند تا الم و حسرت ايشان بيفزايد و ايشان را گويند
أَذْهَبْتُمْ
ببرديد و بخورديد
طَيِّباتِكُمْ
چيزهاى لذيذ خود را
فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا
در زندگانى دنيا كه داشتيد
وَ اسْتَمْتَعْتُمْ
و برخوردارى يافتيد
بِها
به آن لذايذ يعنى استيفاى لذات كرديد و هيچ براى آخرت نگذاشتيد
فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ
پس امروز جزا داده خواهيد شد
عَذابَ الْهُونِ
عذاب خوارى و رسوائى را
بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ
بسبب آنچه بوديد كه تكبر مىكرديد
فِي الْأَرْضِ
در زمين
بِغَيْرِ الْحَقِّ
بىاستحقاق يعنى كبر مىورزيديد بباطل و ناوجه
وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ
و بسبب آنچه بوديد كه فسق مىكرديد و تفاخر مىنموديد و پاى از دائره امر بيرون مىنهاديد و سر بر خط فرمان نمىنهاديد تنبيه است مر طالبان نجات را كه قدم از اندازه شرع بيرون ننهند نظم
پا از حدود شرع برون مىنهى منه * خود را اسير نفس و هوا مىكنى
مكن بىحيله شرع نيست خلاصى ز چاه طبع * اين رشته از دست رها مىكنى مكن
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ
و ياد كن برادر عاد را يعنى پيغمبرى را كه از قبيله عاد بود مراد حضرت هود عليه السّلام است مىفرمايد كه حال او و قوم او با معاندان قريش بگو
إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ
چون بيم كرد قوم خود را و از عذاب خداى بترسانيد
بِالْأَحْقافِ
بموضع احقاف و آن ريگستانى بود نزديك حضرموت بولايت يمن و گويند ميان عمّان و مهره
وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ
و حال آنكه گذشته بودند پيغمبران بيمكننده
مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ
پيش از هود عليه السلام
وَ مِنْ خَلْفِهِ
و از پس او نيز آمدند يعنى نخست پيغمبرى بوده بخلق پيش ازو و پس ازو نيز انبياء ع بودهاند چون او بقوم عاد مبعوث شد دعوت كرد ايشان را
أَلَّا تَعْبُدُوا
بهآنكه مپرستيد
إِلَّا اللَّهَ
مگر خداى را كه مستحق پرستش اوست
إِنِّي أَخافُ
به درستى كه من مىترسم
عَلَيْكُمْ
بر شما
عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
از عذاب روز بزرگ و پرهول .