أَمْ حَسِبَ
آيا نه چنين است كه پنداشتهاند
الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ
آنان كه كسب كردهاند بديها را چون كفر و معصيت
أَنْ نَجْعَلَهُمْ
آنكه گردانيم ايشان را در آخرت
كَالَّذِينَ آمَنُوا
مانند آنها كه گرويدهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند عملهاى شايسته يعنى مشركان در كرامت چون مؤمنان نخواهند بود
سَواءً
يكسان است
مَحْياهُمْ
زندگانى ايشان
وَ مَماتُهُمْ
و مرگ ايشان در دنيا و آخرت يعنى هر كه بر ايمان بميرد بر ايمان زنده خواهد شد و هر كه بر كفر بميرد بر كفر مبعوث خواهد شد
ساءَ ما يَحْكُمُونَ
بد حكمى است كه ايشان مىكنند و نتيجه شرك و توحيد را برابر مىدارند مصرعه
نيست يكسان لاى زهرآميز با آب حيات
وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
و بيافريد خدا آسمانها و زمينها را
بِالْحَقِّ
به راستى و عدل و مقتضاى آن است كه ميان محسن و مسى و موحد و مشرك تفاوت باشد
وَ لِتُجْزى
و ديگر براى آنكه پاداش داده شود
كُلُّ نَفْسٍ
هر نفسى
بِما كَسَبَتْ
بهآنچه كسب كرده از خير و شر
وَ هُمْ
و ايشان يعنى عملكنندگان
لا يُظْلَمُونَ
ستمديده نشوند يعنى نقص ثواب ابرار و ازدياد عقاب اشرار وقوع نيابد بلكه هر كس را فراخور عمل او جزا خواهد داد
أَ فَرَأَيْتَ
آيا چون بينى
مَنِ اتَّخَذَ
آن را كه فراگرفت
إِلهَهُ هَواهُ
خداى خود هواى خود را يعنى از پى هوا رود و فرمان او برد چنانچه فرمان خداى مىبايد برد يا آنكه معبود خود را آرزوى خود گيرد يعنى بتى مىپرستد چون بتى نيكوتر ازو مىبيند آن را بگذارد و اين را به خداى بردارد
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ
و چون مىبينى آن را كه گمراه ساخته و فروگذاشته آن را خداى -
عَلى عِلْمٍ
بر دانشى كه حضرت او راست به عاقبت آنكس
وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ
و مهر نهاد بر گوش او تا سخن حق نشنود
وَ قَلْبِهِ
و بر دل او تا تعقل آيات حق نكند
وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ
و نهاده بر چشم او
غِشاوَةً
پوششى تا به نظر اعتبار ننگرد جواب شرط آنست كه چنين كس را چگونه هدايت باشد
فَمَنْ يَهْدِيهِ
پس كيست كه راه نمايد اين كسى را
مِنْ بَعْدِ اللَّهِ
از پس فروگذاشتن خداى مر او را
أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
آيا پند نمىگيريد يعنى پند گيريد و متنبه شويد .