وَ آتَيْناهُمْ
و عطا كرديم ايشان را
بَيِّناتٍ
دليلهاى روشن
مِنَ الْأَمْرِ
از كار دين و ملت يا معجزه هويدا يا آيتهاى پيدا در كار محمد صلى اللّه عليه و سلّم تا او را به حق بشناختند و امر او بر ايشان محقق شد
فَمَا اخْتَلَفُوا
پس اختلاف نكردند در كار او
إِلَّا
مگر
مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ
پس از آنكه آمد بديشان دانشى به حقيقت حال يعنى بتحقيق دانستند كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم آن پيغمبر است كه در توريت مذكور شده و امر او را بپوشيدند
بَغْياً بَيْنَهُمْ
از روى عداوت و حسد كه در ميان ايشان است
إِنَّ رَبَّكَ
به درستى كه آفريدگار تو
يَقْضِي بَيْنَهُمْ
حكم مىكند ميان ايشان
يَوْمَ الْقِيامَةِ
در روز رستخيز
فِيما كانُوا فِيهِ
در آنچه كه در ان
يَخْتَلِفُونَ
اختلاف كردند يعنى در كلمات مبيّنه در توريت كه مبنى بود از نعت سيّد كائنات عليه افضل الصّلوات و التسليمات
ثُمَّ جَعَلْناكَ
پس بعد از بنى اسرائيل ساختيم ترا يعنى مقرر كرديم سلوك تو
عَلى شَرِيعَةٍ
بر راهى روشن
مِنَ الْأَمْرِ
از كار دين
فَاتَّبِعْها
پس متابعت كن آن شريعت را و پيشواى خود سازد بدان عمل نماى
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ
و متابعت مكن آرزوهاى آنان كه
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند حقيقت توحيد را يعنى رؤساى قريش كه ترا مىگويند كه بدين پدران خود بازگرد
إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا
به درستى كه ايشان دفع نكنند
عَنْكَ
از تو
مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
از عذاب خدا چيزى را اگر خواهد به تو
وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ
و به درستى كه ستمكاران
بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
برخى از ايشان دوستان برخى ديگراند و دوستى ايشان يكديگر را بحسب مجانست است و چون ترا با ايشان جنسيت نيست از پى آرزوهاى ايشان مرو و مصاحب از جنس خود طلب كن
وَ اللَّهُ
و خداى
وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ
دوست پرهيزگاران است تو هم ايشان را دوست دار
هذا
اين متابعت شريعت
بَصائِرُ لِلنَّاسِ
بينائيها است مر مردمان را يعنى چيزهاى روشن كه بدان بينند راه حق را از ضلالت
وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ
و هدايتى و بخششى از خداى
لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
مر گروهى را كه بىگمان شوند يعنى از باديه گمان گذشته طالب سر منزل يقين باشند در معالم آورده كه نفرى از مشركان مكه مؤمنان را گفتند كه آنچه شما در باب بعث و حشر مىگوئيد اگر راست باشد و ما را بعالمى ديگر برند بدانجا نيز بمال و جاه از شما افزون خواهيم بود چنانچه درين عالم هستيم آيت آمد كه .