تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1113

مساهمون:

ص١١١٣
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
بخشائش از نزديك پروردگار تو بر خلق چنانچه جاى ديگر فرمود و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين نظم
در دو عالم بخشش و بخشايش است * خلق را از بخشش آسايش است خواجه چون در در مديح خويش سفت * انما انا رحمة مهداة گفت
يا فرستنده‌ايم جبرئيل را به قرآن بر حبيب ص خود يا ملائكه را درين شب فرستاديم بسلام مؤمنان
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
به درستى كه خدا شنوا است و دانا است جميع سخنهاى بندگان را به همه نيت‌هاى ايشان
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آفريدگار آسمانها و زمينها است
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه ميان آسمانها و زمينها است پس بدانيد اى آفريدگان
إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ
اگر هستيد شما بىگمانان يعنى طلب‌كنندگان يقين
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
هيچ معبودى مستحق عبادت نيست مگر او
يُحْيِي
زنده مىگرداند
وَ يُمِيتُ
و مىميراند يعنى اوست موجودكننده موت و حيات
رَبُّكُمْ
اوست پروردگار شما
وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
و پروردگار پدران نخستين شما
بَلْ هُمْ
كافران بدين سخن موقن نيستند بلكه ايشان
فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ
در گمانند به قرآن بازى كنند به آن
فَارْتَقِبْ
پس تو منتظر باش براى ايشان
يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ
روزى را كه بيايد آسمان
بِدُخانٍ مُبِينٍ
به دودى آشكارا عرب شر غالب را دخان گويند مراد عذابى است كه نازل گردد به مستهزيان در عين المعانى آورده كه مراد غبارى است كه روز فتح مكه مرتفع شد چنانچه هوا را بپوشيد و گويند مراد زمان قحط و جوع كافران بود كه به دعاى پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم شدّت جوع بر ايشان مستولى شد تا سگان مرده را با استخوان مىخوردند و دخان عبارت است از تيرگى چشم از شدت جوع چه مرد گرسنه از ضعف گرسنگى ميان خود و آسمان به هيئت دخان چيزى مىبيند و در تبيان فرموده كه در سال قحط بسبب خشك‌سالى غبارى تيره از زمين برانگيخته مىشود به شكل دود و لهذا سال قحط را سنة الغبراء گويند و وجه تسميه عام الرّماد همين است و بقول بعضى آنست كه اين دخان يكى از علامات قيامت خواهد بود چنانچه در حديث اشراط الساعة آمد كه فذكر الدخان و الدّجال و آن دودى باشد از مشرق تا به مغرب
يَغْشَى النَّاسَ
فروگيرد مردمان را و بعد از چهل روز بردارند و مؤمنان را ازو مثل ركام حالتى واقع شود اما كافران را بىهوش و سراسيمه سازد و ملائكه ايشان را مىگويند
هذا عَذابٌ أَلِيمٌ
اين است عذابى دردناك كه حق سبحانه و تعالى وعده كرده بود و ايشان زارى كنند و گويند
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ
اى پروردگار ما بردار از ما اين عذاب را
إِنَّا مُؤْمِنُونَ
به درستى كه ما گرويدگانيم بعد از دفع عذاب يعنى چون اين بلا منكشف گردد ما ايمان آريم حق سبحانه مىفرمايد كه
أَنَّى
چگونه بود
لَهُمُ الذِّكْرى
مر ايشان را پند گرفتن بدين مقدار عذاب
وَ قَدْ جاءَهُمْ
و حال آنكه آمد بديشان
رَسُولٌ مُبِينٌ
فرستاده آشكاراكننده معجزات و ايشان بدان متذكر نشدند
ثُمَّ تَوَلَّوْا
پس پشت به روى گردانيدند يعنى اعراض نمودند
عَنْهُ
از ايمان به دو
وَ قالُوا مُعَلَّمٌ
و گفتند او آموخته شده است يعنى خبر و يسار قرآن بوى مىآموزند
مَجْنُونٌ
ديوانه است و دماغ او محبط شده است و با وجود اين هم چون وعده ايمان مىدهند .