ادْخُلُوا الْجَنَّةَ
درآييد در بهشت
أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ
شما و زنان مؤمنه شما
تُحْبَرُونَ
شاد گردانيده شويد يا گرامى داشته يا آرايش يافته
يُطافُ عَلَيْهِمْ
بگردانند بر بندگان در بهشت درآيندگان
بِصِحافٍ
به كاسههاى پهن
مِنْ ذَهَبٍ
از زر كه در ان انواع طعام
وَ أَكْوابٍ
و كوزهاى بىدسته و بىگوشه يعنى صراحى پر از انواع شراب
وَ فِيها
و در بهشت بود ايشان را
ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ
آنچه آرزو بود نفسها را و بدان خوش برآيند و حفص تشتهيه الانفس خواند
وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
و آنچه به نظر خوش آيد و چشمها از ان لذّت يابند در وسيط آورده كه بدين دو كلمه اخبار كرد از جمله نعيم اهل بهشت چه نعيم رياض جنان يا نصيب نفس است يا بهره عين درويشى فرموده كه اهل نظر مىدانند كه لذت عين در چه چيز توانى بود جمعى را كه غشاوت اعتزال بر نظر بصيرت ايشان طارى گشته تا لمعات انوار جمال انكم سترون ربكم بر ايشان پوشيده ماند به ايشان بگوى كه و تلذ الاعين عبارت از چيست بر هر صاحب بصيرتى روشن است كه اهل شوق را لذّت عين جز بمشاهده جمال محبوب متصور نيست بيت
پرده از پيش برانداز كه مشتاقان را * لذّت ديده بجز ديدن ديدار تو نيست
امام قشيرى رحمة اللّه عليه فرموده كه لذّت ديدار فراخور اشتياق است عاشقى را هر چند شوق بيشتر بود لذّت ديدار فزونتر باشد از ذو النون مصرى قدس اللّه تعالى اسراره نقل كردهاند كه شوق ثمره محبّت است هرك را دوستى بيشتر شوق او به ديدار دوست زيادهتر در زبور آمده كه اى داود بهشت من براى مطيعان است و كفايت من به جهت متوكلان و زيادت من نصيب شاكران و انس من بهره طالبان و رحمت من از ان محسنان و مغفرت من براى تائبان و من خاصه مشتاقانم -
لا طال شوق الابرار الى لقائى * و انا اليهم اشد شوقا
رباعى
دلم از شوق تو خون است و ندانم چونست * در دلم شوق جمالت ز بيان بيرونست
در دلم شوق تو هر روز فزون مىگردد * دل شوريده من بين كه چه روز افزونست
آنگه براى تمامى لذّت بهشتيان مىفرمايد
وَ أَنْتُمْ فِيها
و شما در بهشت
خالِدُونَ
جاويدباشندگانيد و كمال نعمت در ان است كه او را بيم زوال نباشد
وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي
و آن بهشتى كه امروز
أُورِثْتُمُوها
ميراث داده شدهايد آن را آن بهشت موعود است كه نورث من عبادنا من كان تقيا و بشما ميراث دادم
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بهآنچه بوديد كه عمل مىكرديد در دنيا از انواع طاعات و خيرات جزا را بلفظ ميراث ياد كرد كه خالصست و باستحقاق بدست آيد
لَكُمْ فِيها
مر شما راست در جنّت
فاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ
ميوه بسيار
مِنْها تَأْكُلُونَ
كه از انها مىخوريد پيوسته در معالم فرموده كه در حديث واقع است كه كسى از درخت بهشت ميوه باز نكند مگر كه فى الحال مثل آن از همان درخت برويد
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ
به درستى كه كافران
فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ
در عذاب جهنّم جاويد ماندگانند
لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ
سست نكنند و سبك نگردانند عذاب را از ايشان
وَ هُمْ فِيهِ
و ايشان در عذاب
مُبْلِسُونَ
نااميدانند از راحت و نجات و از خفت عقوبات .