تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1108

مساهمون:

ص١١٠٨
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى كه به حكم او مىفرمايم
هُوَ رَبِّي
او آفريدگار من است
وَ رَبُّكُمْ
و آفريدگار شماست
فَاعْبُدُوهُ
پس او را بپرستيد به يگانگى
هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
اينست راه راست بىكجى و انحراف
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ
پس مختلف شدند گروهها
مِنْ بَيْنِهِمْ
از ميان ترسايان چون يعقوبيه و نسطوريه و ملكانيه و مرقوسيه و شمعونيه
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا
پس واى بر آنان كه ستم كردند ازين احزاب
مِنْ عَذابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ
از عذاب روز كه دردناك است عذاب او
هَلْ يَنْظُرُونَ
آيا چشم مىدارند احزاب يعنى منتظر نيستند
إِلَّا السَّاعَةَ
مگر قيامت را
أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً
آنكه بيايد بديشان ناگهان
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و ايشان ندانند او را بسبب غفلت و اشتغال بامور دنيا
الْأَخِلَّاءُ
دوستان در كفر يا معصيت
يَوْمَئِذٍ
در آن روز
بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ
بعضى از ايشان مر بعضى را دشمن باشند
إِلَّا الْمُتَّقِينَ
مگر پرهيزگاران از اهل ايمان يعنى آن روز كافران كه دوستى ايشان براى معاونت بوده بر كفر و معصيت با هم دشمن شوند كه و يلعن بعضهم بعضا و مؤمنان كه محبّت ايشان براى خداى بوده دوستى ايشان بجا باشد تا يكديگر را شفاعت كنند در تاويلات كاشى مذكورست كه خلت چهار نوع مىباشد خلت تامه حقيقيه كه محبّت روحانيه است و آن مستند بود بتناسب ارواح و تعارف آن چون محبّت انبياء عليهم السلام و اولياء و شهداء و اصفياء با يكديگر دوم محبت قلبيه و استناد اين محبّت متناسب اوصاف كامله و اخلاق فاضله است چون محبت صلحا و ابرار با هم و دوستى امم با انبياء و ارادت مريدان با مشايخ و اين دو نوع از محبت خلل‌پذير نيست نه در دنيا و نه در آخرت و مثمر فوائد و نتائج صورى و معنويست سوم محبّت عقليه كه مستند است به تحصيل اسباب معاش و تيسير مصالح دنيويه چون محبّت تجار و صناع و دوستى خدام با مخاديم و ارباب حاجات با اغنياء چهارم محبّت نفسانيه است و استناد آن بلذات حسيه و مشتهيات نفسانيه است پس در قيامت كه اسباب اين دو نوع از محبّت فانى و زائل باشد آن محبّت نيز زوال‌پذير بلكه چون متمنّى وجود نگيرد و غرض و حاجت بحصول نه پيوندد آن دوستى به دشمنى مبدل شود نظم
دوستى كان غرض‌آميز شد * دوستى و دشمنىانگيز شد مهر كه از هر غرض كشت است پاك * راست چون خورشيد بود تابناك
يا عِبادِ
منادى در ان روز ندا كند مر متقيان را كه خداى تعالى مىفرمايد اى بندگان من
لا خَوْفٌ
نيست ترسى
عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ
بر شما امروز از لقاى مكاره
وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ
و نيستيد شما كه اندوهگين شويد بفوت مقاصد پس صفت منادى مىكند كه
الَّذِينَ آمَنُوا بِآياتِنا
بندگان ما آنانند كه ايمان آوردند به آيتهاى كلام ما
وَ كانُوا مُسْلِمِينَ
و بودند گردن‌نهادگان فرمان خداى را آنكه منادى گويد .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1108 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى