وَ مَنْ يَعْشُ
و هر كه چشم بپوشد يعنى اعراض كند
عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ
از ياد كردن خداى يعنى از احكام حلال و حرام و از عقاب الهى نترسد و به رحمت او اميدوار نباشد .
نُقَيِّضْ
برگماريم
لَهُ
مر او را
شَيْطاناً
ديوى
فَهُوَ
پس آن ديو
لَهُ قَرِينٌ
مر او را همنشين و دمساز و مصاحب و همراز بود در دنيا و پيوسته به وسوسه و اغواى او اشتغال نمايد در نفخات الانس آورده كه شيخ ابو القاسم نصرآبادى قدس اللّه سره با يكى از مؤمنان جن دوستى داشت وقتى در مسجد جامع نشسته بود جنى گفت كه اى شيخ اين مردم را چگونه مىبينى گفت بعضى را بىخواب و بعضى را در خواب گفت آنچه بر سرهاى ايشان است مىبينى كفت نى پس چشم مرا بماليد ديدم كه بر سر هر كس غرابى نشسته است بعضى را بالها به چشم فروگذاشته و بعضى را گاهى بال به چشم وى فرومىگذارد و گاهى بالاى سر گفتيم اين چيست گفت نخوانده كه و من يعش عن ذكر الرحمن نقيض له شيطانا اينها شياطينند بر سرهاى ايشان نشسته و بر هر يك به قدر غفلت وى استيلا يافته رباعى
دريغ و درد كه با نفس بد قرين شدهايم * و زين معامله با ديو همنشين شدهايم
به بارگاه فلك بودهايم و رشك ملك * ز جور نفس جفا پيشه اين چنين شدهايم
وَ إِنَّهُمْ
و به درستى كه ديوان
لَيَصُدُّونَهُمْ
هر آئينه بازميدارند قرينان خود را
عَنِ السَّبِيلِ
از راه حق
وَ يَحْسَبُونَ
و مىپندارند كفار بنىآدم
أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ
آنكه ايشان بسبب متابعت شيطان راهيافتگانند يا پندارند كه ديوان اهل هدايتاند و درين پنداشت مىباشند
حَتَّى إِذا جاءَنا
تا وقتى كه بيايند بما آن معرض و قرين او و حفص به صيغه واحد مىخواند يعنى بيايد بما معرض و قرائت يك ( واحد ) اظهرست چه در خبر آمده كه معرض و قرين او را در يك سلسله بمحشر آرند و به دوزخ افگنند در معالم از ابو سعيد خدرى رضى اللّه عنه ، نقل فرموده كه چون كافر را برانگيزند و به محشرگاه آرند ديوى كه قرين او بوده باشد در دنيا آن ساعت با وى باشد و مفارقت نكند ازو تا وقتى كه به دوزخ روند القصه چون به عرصه محشر آيند
قالَ
گويد عاشى يعنى چشم پوشيده از حق مر شيطان را
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ
اى كاشكى بودى ميان من و تو
بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ
دورى ميان مشرق و مغرب تغليب كرده مشرق را در لفظ در موضح آورده كه مشرق صيف و مغرب شتا است و ميان اين هر دو مشرق نيز بعد بسيار است غرض آنكه كافر ديو را گويد كاشكى تو از من و من از تو دور بودمى
فَبِئْسَ الْقَرِينُ
پس بد همنشينى تو پس گوينده با ايشان گويد
وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ
و سود نمىدارد شما را در آخرت اين آرزو و تمنّا
إِذْ ظَلَمْتُمْ
چون ظلم كرديد بر نفسهاى خود در دنيا
أَنَّكُمْ
براى آنكه شما هستيد
فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ
در عذاب دوزخ انبازان يعنى بايد كه در عذاب شريك باشيد همچنانكه در سبب آن شريك بوديد و بعضى گفتهاند سود نمىدارد شما را آنكه شريك باشيد يعنى اشتراك شما در عذاب تخفيف عذاب از هيچ كدام نيست آوردهاند كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بايمان قوم دلبستگى تمام داشت چنانچه بشرائط دعوت بيشتر اقامت مىنمود عناد و انكار ايشان افزونتر مىبود و حق سبحانه فرمود كه
أَ فَأَنْتَ
آيا تو اى محمد ص
تُسْمِعُ الصُّمَّ
توانى كه بشنوانى كران را يعنى آنان را كه گوش دل او كر است سخن حق توانى شنوانيد
أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ
ياقوت آن دارى كه راهنمائى كوران را يعنى كوردلان را طريق حق توانى نمود
وَ مَنْ كانَ
و آنكه هست
فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
در گمراهى هويدا يعنى تو قادر نيستى بر هدايت گمراهان پس بسيار تعب بر نفس خود منه .