تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1100

مساهمون:

ص١١٠٠
بَلْ قالُوا
بلكه مىگويند
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا
به درستى كه ما يافتيم پدران خود را
عَلى أُمَّةٍ
بر طريقه و سيرتى
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ
و ما بر پيهاى ايشان
مُهْتَدُونَ
راه‌يافتگانيم يعنى مستدل ايشان طريقه تقليد پدران نادان است
وَ كَذلِكَ
و همچنين
ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ
نفرستاديم پيش از تو
فِي قَرْيَةٍ
در ديهى و مجمعى
مِنْ نَذِيرٍ
هيچ پيغمبرى بيم‌كننده كه ايشان را به عذاب تخويف نموده از شرك بتوحيد دعوت فرمود
إِلَّا قالَ
مگر كه گفتند
مُتْرَفُوها
متنعمان و توانگران و سرداران آن ديه
إِنَّا وَجَدْنا
به درستى كه ما يافته‌ايم
آباءَنا
پدران خود را
عَلى أُمَّةٍ
بر كيشى و آئينى
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ
و ما بر عقب ايشان
مُقْتَدُونَ
اقتداكنندگانيم بديشان
قالَ
بگو اى محمد ص و حفص قال مىخواند يعنى گفت پيغمبر كه
أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ
آيا متابعت پدران جاهل مىكنيد و اگرچه من آورده‌ام براى شما
بِأَهْدى
راست‌تر
مِمَّا وَجَدْتُمْ
از آنچه يافته‌ايد
عَلَيْهِ
بر ان دين
آباءَكُمْ
پدران خود را و ايشان در تقليد چنان راسخ بودند كه از محض عناد
قالُوا
گفتند
إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ
ما بدان چيزى كه شما فرستاده شده‌ايد بدان
كافِرُونَ
ناگرويدگانيم پس از شامت تقليد كار ايشان به مكابره و معانده كشيد نظم
خلق را تقليدشان بر باد داد * كه دو صد لعنت بر ان تقليد باد گرچه عقلش سوى بالا مىبرد * مرغ تقليدش به پستى مىرود
فَانْتَقَمْنا
پس انتقام كشيديم
مِنْهُمْ
از ايشان يعنى مقلدان معاندان باستيصال ايشان
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ
پس بنگر كه چگونه بود
عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
سر انجام تكذيب‌كنندگان درين سخن تسليه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم است پس مىفرمايد كه اگر تقليد پدران مىكنيد بارى تقليد ابراهيم عليه السلام كنيد كه اشرف آباى شماست
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
و ياد كنيد آن را كه گفت ابراهيم عليه السلام بعد از بيرون آمدن از غار
لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ
مر پدر و قوم خود را چون ديد كه بت مىپرستيدند
إِنَّنِي بَراءٌ
به درستى كه من بيزارم
مِمَّا تَعْبُدُونَ
از آنچه مىپرستيد آن را -