اللَّهُ
خداى به حق
الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ
آن كسى است كه فروفرستاده است كتاب را
بِالْحَقِّ
به راستى و درستى
وَ الْمِيزانَ
و منزل گردانيد ترازو را كه موزونات به آن بسنجند تا درباره خرنده و فروشنده ستم نرود و محققان برآنند كه مراد از ميزان عدل است در معاملات و از عدل و راستى كنايت كرد به ميزان كه آلت عدلست و انزال عدل عبارت باشد از فرمودن بدان و در عين المعانى آورده كه مراد از ميزان محمد ص است صلى اللّه عليه و سلّم كه قانون عدل بوى تمهيد مىبايد و انزال او ارسال اوست
وَ ما يُدْرِيكَ
و چه چيز دانا كرد ترا و تو چه دانى
لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ
شايد كه وقت قيامت نزديك بود امام زاهدى رح فرمود كه لعل براى تحقيق است يعنى البته ساعتى كه در ان قيامت قائم شود نزديكست
يَسْتَعْجِلُ
شتاب مىكنند
بِهَا
به ساعت يعنى بآمدن آن
الَّذِينَ
آنان كه
لا يُؤْمِنُونَ بِها
نمىگروند به آن يعنى استعجال از روى تكذيب و استهزاء مىكنند يا مىخواهند كه پيغمبر عليه الصلاة و السلام وقتى معين كند تا آن وقت بيايد و قيامت نيايد و ايشان را برو حجتى باشد
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنان كه گرويدند به خدا و رسول او و قيامت
مُشْفِقُونَ
ترسانند
مِنْها
از قيامت چه نمىدانند كه خداى با ايشان چه كند و محاسبه و مجازات بر چه وجه بود
وَ يَعْلَمُونَ
و مىدانند
أَنَّهَا الْحَقُّ
آنكه آمدن ساعت راست است
أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ
بدانيد كه بتحقيق آنان كه خصومت و جدال مىكنند
فِي السَّاعَةِ
در آمدن قيامت
لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ
هر آئينه در گمراهىاند دور از صواب
اللَّهُ لَطِيفٌ
خداى دانا است يا نيكوكار
بِعِبادِهِ
به بندگان خود
يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ
روزى دهد بلطف خود هرك را خواهد
وَ هُوَ الْقَوِيُّ
و او تواناست در لطف و رحمت
الْعَزِيزُ
غالب در حكم و ارادت در فصول آورده كه لطيف چهار معنى دارد اوّل مهربان و امام قشيرى رح فرموده كه از لطف اوست كه بيشتر از كفايت دهد و كمتر از قوت كار فرمايد دوم نوازنده و كدام نوازندگى به آن برابر كه بندگان را به خود اضافت فرمود سوم باريكدان و دوربين كه خفيات امور را داند و اسرار صدور برو پوشيده نماند - چهارم پوشندهكار كه كس را بر سر قضا و قدر او راه نبود و در كار او چون و چرا دخل ندارد قطعه
كسى ز چون و چرا دم نمىتواند زد * كه نقشبند حوادث وراى چون و چرا است
چرا مگوى كه چرا دست بسته قدرست * ز چون ملاف كه چون نيز پايمال قضا است
در موضح آورده كه لطيف آنست كه غوامض امور را بعلم داند و جرائم جمهور را بحلم درگذراند در ترجمه رشف فرموده لطيف آنست كه علم شامل او محيط بر غوامض مصالح و حكمت باهرهاش مشتمل بر عوائد منافع باشد در كشف الاسرار معنى لطيف برين وجه آورده كه نعمت به قدر خود داد و شكر به قدر بنده خواست درين آيت نكات بسيار و فوائد بىشمار است و حواله اطلاع بر معنى لطيف بتفصيل بر جواهر التفسير مىرود .