تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1084

مساهمون:

ص١٠٨٤
لَهُ
مر او راست
مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
كليدهاى خزائن آسمان و زمين يعنى مفاتيح رزق چه خزينه آسمانها مطر است و گنجينه زمين نبات
يَبْسُطُ الرِّزْقَ
گشاده مىگرداند روزى را
لِمَنْ يَشاءُ
براى هركه مىخواهد به مقتضاى ارادت
وَ يَقْدِرُ
و تنگ مىسازد بر هر كه مىخواهد بر وفق مشيت
إِنَّهُ
به درستى كه او
بِكُلِّ شَيْءٍ
به همه چيزها از دقايق استحقاق قبض و بسط
عَلِيمٌ
دانا است
شَرَعَ
بيان كرد و هويدا ساخت و برگزيد خداى
لَكُمْ
براى شما
مِنَ الدِّينِ
از طاعت و عبادت و اصل توحيد
ما وَصَّى بِهِ
آنچه فرموده بود به آن چيز
نُوحاً
نوح بن ملك عليه السلام را
وَ الَّذِي أَوْحَيْنا
و آن چيزى كه وحى كرديم
إِلَيْكَ
به تو يعنى اصل مشتركى از دين كه ميان تو و نوح بوده
وَ ما وَصَّيْنا بِهِ
و آنچه وصيت كرده بوديم بدان
إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى
اين پيغمبران رض را از اصول دين
أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ
آنكه اقامت كنيد و به‌پاى داريد دين را كه ايمان است به‌آنچه تصديق آن واجب باشد و فرمانبردارى احكام خداى
وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ
و متفرق مشويد در ان يعنى اختلاف مكنيد در آن اصل كه توحيد و طاعت است چه در فروع شرائع اختلاف باشد بحسب ازمنه و اوقات و مصالح عباد
كَبُرَ
بزرگ و گران و دشوار است
عَلَى الْمُشْرِكِينَ
بر شرك‌آرندگان
ما تَدْعُوهُمْ
آنچه تو مىخوانى ايشان را
إِلَيْهِ
بسوى آن از توحيد و نفى شرك
اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ
خداى مىكشد و جمع مىكند بسوى آنچه مىخوانى يا بدين درست و راست
مَنْ يَشاءُ
هرك را مىخواهد يا مىگزيند براى دوستى خود يا به جهت رسالت آن را كه اراده كند
وَ يَهْدِي
و راه نمايد بتوفيق و ارشاد
إِلَيْهِ
بدين حق
مَنْ يُنِيبُ
هر كه بازگردد به حق و روى آرد بسوى او يعنى هر كه از همه اعراض كند و او را خواهد حق سبحانه راه راست به دو نمايد بيت
نخست ار طالبى از جمله بگذر رو به دو آورد * كزان حضرت ندا آيد كه اى سرگشته راه اينك
وَ ما تَفَرَّقُوا
و پراگنده نشده‌اند امم گذشته چون عاد و ثمود و اصحاب ايكه و جز آن يعنى جدا نگشتند از دين
إِلَّا
مگر
مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ
از پس آنكه آمد بديشان دانش از اخبار پيغمبران يا از دين برنگشتند يهود و نصارى مگر بعد از آنكه دانستند پيغمبر را از آيات توريت و انجيل يا بعد از علم به‌آنكه تفرق ضلال محضست
بَغْياً
و اين گشتن از روى ستمكارى و جبارى بود كه واقع است
بَيْنَهُمْ
ميان ايشان يا براى طلب جاه و رياست يا بسبب حسدى كه بر پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم داشتند
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ
و اگرنه كلمه بودى كه پيشى گرفته است يعنى وعده
مِنْ رَبِّكَ
از پروردگار تو مهلت دادن ايشان
إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
تا زمان نام‌برده آخر عمر است يا روز قيامت .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1084 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى