وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ
و اگر خواستى خداى
لَجَعَلَهُمْ
هر آئينه گردانيدى همه خلايق را
أُمَّةً واحِدَةً
گروهى يك به راه هدايت يا در طريق ضلالت
وَ لكِنْ يُدْخِلُ
و ليكن درمىآرد
مَنْ يَشاءُ
هرك را خواهد به راه نمودنى و توفيق عبادت
فِي رَحْمَتِهِ
در بهشت خود
وَ الظَّالِمُونَ
و ستمكاران يعنى سرگردانان بيابان غوايت و خذلان از اهل شرك و نفاق
ما لَهُمْ
نيست مر ايشان را
مِنْ وَلِيٍّ
هيچ دوستى كه متولى كار ايشان گردد
وَ لا نَصِيرٍ
و نه يارى كه عذاب ايشان بردارد
أَمِ اتَّخَذُوا
بلكه فراگرفتند كافران
مِنْ دُونِهِ
بجز خداى
أَوْلِياءَ
دوستان مانند اصنام و لاف دوستى ايشان مىزنند
فَاللَّهُ
پس خداى به حق
هُوَ الْوَلِيُّ
اوست دوستى كه دستگيرى مىكند دوستان را
وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى
و اوست كه زنده گرداند مردگان را بقدرت خود نه بتان عاجز ايشان
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و او خداى بر همه چيز
قَدِيرٌ
توانا است و اصنام ايشان را توانائى نيست نظم
اوست قادر به حكم كن فيكون * غير او جمله عاجزاند و زبون
عجز را سوى قدرتش ره نيست * عقل ازين كارخانه آگه نيست
وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ
و آنچه اختلاف مىكنيد اى مؤمنان
فِيهِ
در ان با كافران
مِنْ شَيْءٍ
از هر چيزى از امور دين و دنيا
فَحُكْمُهُ
پس حكم او مفوض است
إِلَى اللَّهِ
به خداى و او حكم خواهد كرد در ان روز قيامت -
ذلِكُمُ
و آنكس كه حكم به حق صفت اوست
اللَّهِ
خداى به حق
رَبِّي
پروردگار من است
عَلَيْهِ
برو نه بر غير او
تَوَكَّلْتُ
اعتماد كردم در همه كارها و مهمات خود بكرم وى تفويض نمودم
وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
و بسوى او بازمىگردم در همه احوال فى الحقيقة بنده را جزا و مرجع و مآب نيست
فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آفريننده و پديدآرنده آسمانها و زمينها
جَعَلَ لَكُمْ
بيافريد براى شما
مِنْ أَنْفُسِكُمْ
از جنس شما
أَزْواجاً
زنان
وَ مِنَ الْأَنْعامِ
و آفريد از چهارپايان
أَزْواجاً
صنفهاى گوناگون
يَذْرَؤُكُمْ
بسيار مىگرداند شمال
فِيهِ
در تزاوج و تناسل يا درين وجه از خلقت
لَيْسَ
نيست
كَمِثْلِهِ
مانند او
شَيْءٌ
چيزى لفظ مثل در كلام عرب زايد مىباشد مثل قوله تعالى فان آمنوا به مثل ما آمنتم به يا مثل بمعنى ذات است چنانچه گويند مثلك لا يفعل كذا و درين آيت نشايد مثل را بر حقيقت گذاشتن چه مؤدى شود به تناقض كه اثبات مثل و نفى آن است بيت
ذات ترا صورت و پيوند نى * تو به كس و كس به تو مانند نى
شعر
جل المهيمن ان تدرى حقيقته * من لا له المثل لا تضرب له المثل
وَ هُوَ السَّمِيعُ
و او شنوا است مجموع مسموعات را
الْبَصِيرُ
بينا است همه مبصرات را