نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ
ما دوستان شما بوديم
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
در زندگانى دنيا و شما را از آفات نگاه مىداشتيم و الهام راستى مىداديم و بخير دلالت مىنموديم و معاونت مىكرديم
وَ فِي الْآخِرَةِ
و دوستان شمائيم در آن سراى به تعظيم و تكريم و درخواست يعنى شفاعت هرك را خواهد خداى
وَ لَكُمْ
و مر شما را است -
فِيها
در آخرت
ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ
آنچه آرزو كند و خواهد نفسهاى شما از لذايذ يا از كرامات
وَ لَكُمْ فِيها
و مر شما راست در عقبى
ما تَدَّعُونَ
آنچه خواهيد
نُزُلًا
روزى مهيا شده
مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ
از خداى آمرزنده مهربان و بخشاينده در لفظ نزل اشعارى است بهآنكه متمناى اهل استقامت است نسبت بهآنچه ايشان را عطا خواهند كرد چون ما حضرى است نسبت به موايد كليه كه به جهت ضيافت ترتيب كنند و ازينجا گفتهاند كه نتيجه استقامت نهايت كرامت است چه در روش طريقت درجه از ان عالىتر نيست شيخ ابو على دقاق قدس سره فرموده كه استقامت نگاه داشتن سر است از ما سوى اللّه يعنى بايد كه غير حق را در خلوتخانه سر خود راه ندهد و اغيار را در حريم منزل دل نگذارد بيت امروز مرا در دل جز يار نمىگنجد كاندر حرم سلطان اغيار نمىگنجد
وَ مَنْ أَحْسَنُ
و كيست نيكوتر
قَوْلًا
از جهت سخن
مِمَّنْ دَعا
از ان كس كه بخواند خلق را
إِلَى اللَّهِ
به پرستش خداى
وَ عَمِلَ صالِحاً
و بكند كارهاى شايسته
وَ قالَ إِنَّنِي
و بگويد كه به درستى كه من
مِنَ الْمُسْلِمِينَ
از گردننهادگانم حكم خداى را اين آيت در شان حضرت پيغمبر است صلّى اللّه عليه و سلّم كه خلق را به خداى دعوت كرد امام ابو الليث رح فرمود كه مراد علمااند كه معالم دين به مردم مىآموزانند و عمل صالح ايشان آنست كه هر چه دانند بدان كار كنند و يا محتسبانند كه قواعد امر معروف و نهى منكر را تمهيد دهند و عمل صالح ايشان صبر و تحمل است بر آنچه بديشان رسد از مكاره و گفتهاند همه ائمه و مشايخ درين آيت داخلند و عايشه صديقه رضى اللّه عنها فرموده كه نمىبينم اين آيت را الا در شان مؤذنان صاحب عين المعانى آورده كه چون بلال رضى اللّه عنه بانگ نماز آغاز كردى يهود گفتندى كه كلاغ ندا مىكند و به نماز مىخواند و سخنان بيهوده بر زبان ايشان گذشتى اين آيه نازل شد و بر تقديرى كه در شان مؤذنان باشد عمل صالح ايشان آن است كه ميان اذان و اقامت دو ركعت نماز بگذارند
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ
و برابر نيست نيكى و بدى در مجازات و مكافات يعنى توحيد و تشريك مساوى نيستند يكى موجب رفع درجات است و ديگرى سبب هبوط دركات و گفتهاند كه حسنه رفق است و سيئه عنف يا مراد علم و جهل است و در تفسير ماوردى و تبيان و عين المعانى آورده كه حسنه دوستى آل رسول صلّى اللّه عليه و سلّم است و سيئه دشمنى ايشان
ادْفَعْ
دفع كن سيّئه را
بِالَّتِي
به آن چيزى كه در نفس الامر
هِيَ أَحْسَنُ
آن نيكوتر است يعنى غضب را بحلم تسكين ده و گناه را بعفو محو كن و از لغو بتغافل درگذر
فَإِذَا الَّذِي
پس چون چنين كنى بهآنكسىكه باشد
بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ
ميان تو و او دشمنى هر آئينه او دوست گردد
كَأَنَّهُ
گويا كه او
وَلِيٌّ حَمِيمٌ
دوستى كه كارساز بود و خويشى مهربان - و در احقاف از امام اعظم رحمه اللّه نقل مىكند كه چون از كسى به من مىرسانند كه مرا بد مىگويد من در شان او سخن نيكو مىگويم تا وقتى كه خبر مىيابم از آنكه او هم نيكى به من مىگويد .