ما يُقالُ لَكَ
نمىگويند ترا اى محمد ص صلى اللّه عليه و آله و سلّم كفار قوم تو
إِلَّا
مگر
ما قَدْ قِيلَ
آنچه گفته شده است يعنى كافران پيشين گفتند
لِلرُّسُلِ
مر فرستادگان را
مِنْ قَبْلِكَ
پيش از تو حضرت عزت تسلى مىدهد حبيب خود را صلى اللّه عليه و سلّم كه از سخنان كفّار اندوهناك مباش كه پيش ازين هر پيغمبرى كه بوده منكران قوم او با او همين گفتند كه با تو مىگويند
إِنَّ رَبَّكَ
به درستى كه آفريدگار تو
لَذُو مَغْفِرَةٍ
هر آئينه خداوند آمرزش است مر انبياء ع و متابعان ايشان را
وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ
و خداوند عقوبت دردناك مر مشركان و مكذبان را ، آوردهاند كه كفار قريش گفتند چرا قرآن بلغت عجم فرونيايد و چرا بعضى ازو عربى و بعضى عجمى نبود تا هر دو قوم ازو بهره برند آيت آمد كه
وَ لَوْ جَعَلْناهُ
و اگر ما مىفرستاديم اين كتاب را
قُرْآناً أَعْجَمِيًّا
قرآنى بلغت غير عرب
لَقالُوا
هر آئينه مىگفتند كافران عرب
لَوْ لا فُصِّلَتْ
چرا پيدا و هويدا نكردند
آياتُهُ
آيتهاى كتاب را به زبانى كه ما فهم كنيم
ءَ أَعْجَمِيٌّ
آيا كلام عجمى
وَ عَرَبِيٌّ
و مخاطب عربى
قُلْ
بگو اى محمد ص صلى اللّه عليه و سلّم
هُوَ
اين كتاب
لِلَّذِينَ آمَنُوا
مر آنان را كه گرويدند
هُدىً
راه نماينده است به حق
وَ شِفاءٌ
و شفا بخشنده از امراض شك و شبه
وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
و آنان كه نمىگرويدند به آن
فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ
در گوشهاى ايشان گرانى است يعنى تصامم مىكنند و به گوش هوش نمىشنوند
وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى
و آن قرآن بر ايشان كورى است و پوشيدگى تا جلوه جمال و كمال آن را نبينند
أُولئِكَ
آن گروه كه از شنيدن قرآن كر و ديدن آن كوراند
يُنادَوْنَ
ندا كرده مىشوند
مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
از جاى دور يعنى مثل ايشان چون كسى است كه او را از مسافت دور و دراز بخوانند نه خواننده را بيند و نه آواز او شنود پس او را از ان ندا چه نفع رسد بيت
نادى اقبال مىگويد كه اى ناقابلان * ما بسى نزديك نزديك و شما بس دور دور
وَ لَقَدْ آتَيْنا
و هر آئينه ما داديم
مُوسَى الْكِتابَ
مر موسى را توريت
فَاخْتُلِفَ فِيهِ
پس اختلاف كردند در ان بعضى باور داشتند و جمعى تكذيب كردند
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ
و اگرنه كلمه بودى كه پيشى گرفته است -
مِنْ رَبِّكَ
از پروردگار تو يعنى وعده قيامت و فصل خصومت در عرصه محشر يا تاخير عذاب مكذبان
لَقُضِيَ
هر آئينه حكم كرده شدى
بَيْنَهُمْ
ميان اهل تكذيب و مستاصل شدندى
وَ إِنَّهُمْ
و به درستى كه مشركان عرب با يهود
لَفِي شَكٍّ
هر آئينه در گماناند
مِنْهُ
از قرآن يا توريت
مُرِيبٍ
گمانى به اضطرابآورنده
مَنْ عَمِلَ
هر كه بكند
صالِحاً
كارى ستوده
فَلِنَفْسِهِ
پس از براى نفس اوست يعنى نفع او بوى رسد قرء حفص بتسهيل العمرة الثانية 12
وَ مَنْ أَساءَ
و هر كه بكند فعل بد
فَعَلَيْها
پس بر نفس اوست يعنى ضرر آن به دو بازگردد
وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ
و نيست آفريدگار تو ستمكننده
لِلْعَبِيدِ
مر بندگان خود را كه فراخور عمل مكافات نفرمايد .