تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1071

مساهمون:

ص١٠٧١
فَأَمَّا عادٌ
پس اما گروه عاديان
فَاسْتَكْبَرُوا
پس گردن‌كشى كردند
فِي الْأَرْضِ
در زمين احقاف در بلاد يمن
بِغَيْرِ الْحَقِّ
به ناسزا يعنى استحقاق تكبر نداشتند پس هود عليه السلام ايشان را تهديد كرد به عذاب و ايشان از روى استكبار التفات بدان نكردند
وَ قالُوا
و گفتند
مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً
كيست سخت‌تر از ما جهت توانائى عاديان مغرور شدند به قوت و شوكت خود چه مردم جسيم و طويل بودند و سنگ را بضرب دست از كوه بكنديدندى
أَ وَ لَمْ يَرَوْا *
آيا ندانستند آن مغرورشدگان بقوّت خود
أَنَّ اللَّهَ
آن را كه خداى تعالى
الَّذِي خَلَقَهُمْ
آن خداى كه بيافريده است ايشان را
هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً
او سخت‌تر و بسيارتر است از ايشان از روى قوت يعنى توانائى دارد بر همه چيزى كه غير او را آن توانائى نيست
وَ كانُوا
و بودند قوم عاد كه از روى تعصب و تكبر
بِآياتِنا يَجْحَدُونَ
به آيتهاى ما منكر شدند با آنكه مىدانستند كه آن حق است
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ
پس فرستاديم بر ايشان
رِيحاً صَرْصَراً
بادى سرد به آواز مهيب
فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ
در روزهاى شوم يعنى در دهه آخر شوال از بامداد روز چهارشنبه تا آخر چهارشنبه ديگر كه هشت روز و هفت شب باشد باد صرصر فرستاديم
لِنُذِيقَهُمْ
تا بچشانيم ايشان را
عَذابَ الْخِزْيِ
عذاب رسوائى و خوارى
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
در زندگانى دنيا يعنى همه را مستاصل سازيم
وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ
و هر آئينه عذاب آن سراى
أَخْزى
سخت‌تر است از روى رسوائى و خوارى
وَ هُمْ لا يُنْصَرُونَ
و ايشان يارى داده نشوند در ان روز بدفع عذاب از ايشان
وَ أَمَّا ثَمُودُ
و امّا گروه ثمود
فَهَدَيْناهُمْ
پس ايشان را دلالت كرديم به راه راست يا راه خير و شر بديشان نموديم
فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
پس برگزيدند و اختيار كردند نابينائى يعنى جهل و ضلالت و كفر را بر علم و هدايت و ايمان
فَأَخَذَتْهُمْ
پس فراگرفت ايشان را
صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ
صاعقه عذاب خواركننده يعنى جبرئيل عليه السلام ايشان را هلاك كرد
بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
بسبب آنچه بودند كه كسب مىكردند از تكذيب صالح عليه السلام و عقر ناقه .