فَقَضاهُنَّ
پس پرداخت آن را
سَبْعَ سَماواتٍ
هفت آسمان و تمام ساخت امور آن را
فِي يَوْمَيْنِ
در روز پنجشنبه و جمعه
وَ أَوْحى
و وحى كرد
فِي كُلِّ سَماءٍ
بهر آسمانى
أَمْرَها
فرمان آن را يعنى با اهل آن اعلام فرمود كه عبادت بر چه وجه كنند يا مقرر كردشان هر فلكى و آنچه ازو آيد
وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا
و بياراستيم آسمان نزديكتر را
بِمَصابِيحَ
به چراغهاى يعنى ستارگان چون چراغ رخشان و درخشان باشند
وَ حِفْظاً
و نگاه داشتيم آسمان را نگاهداشتنى از آفات يا از شياطين كه داعيه استراق سمع كنند
ذلِكَ
آنچه ياد كرده شد از بدايع آفرينش
تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ
آفريدن و اندازه كردن خداى غالب است كه در ملك خود بقدرت خود هر چه خواهد كند
الْعَلِيمِ
دانا كه هر چه سازد از روى حكمت باشد
فَإِنْ أَعْرَضُوا
پس اگر روى بگردانند كافران مكه يعنى اعراض كنند از ايمان با وجود اين بيان
فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ
پس بگو كه بيم كردم شما را و بترسانيدم
صاعِقَةً
از عذابى بىهوش سازنده هلاككننده
مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ
مانند عذاب قوم عاد كه باد صرصر بود -
وَ ثَمُودَ
و عذاب ثمود يعنى صيحه جبرئيل عليه السّلام تخصيص اين قوم به جهت آن است كه قريش در رحلت الشتاء و الصيف بر مواضع اين دو گروه مىگذشتند و آثار عذاب مشاهده مىكردند و ايشان مستحق صاعقه و صيحه شدهاند
إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ
وقتى كه آمدند بديشان پيغمبران يعنى هود و صالح عليهما السلام
مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ
از پيش روى ايشان
وَ مِنْ خَلْفِهِمْ
و از پس ايشان يعنى از همه جهت ايشان برفق و عنف و نصيحت و فضيحت درآمدند و دعوت كردند
أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ
بهآنكه مپرستيد مگر خداى تعالى را
قالُوا
گفتند كافران در جواب ايشان كه
لَوْ شاءَ رَبُّنا
اگر پروردگار ما خواستى كه رسول ص فرستادى -
لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً
هر آئينه فرشتگان فرستادى بجاى شما
فَإِنَّا
پس به درستى كه ما
بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ
به آن چيزى كه فرستاده شدهايد شما بزعم خود
كافِرُونَ
ناگرويدگانيم چه شما مانند ما آدميانيد و هيچ فضلى و شرفى نيست شما را بر ما مشركان دربند صورت انبياء عليهم السلام مانده از مشاهده معنى ايشان غافل ماند - مثنوى
چند صورت بينى اى صورتپرست * هر كه معنى ديد از صورت برست
ديده صورتپرستى را ببند * تا شوى از نور معنى بهرهمند
آنگه تفصيل قصّه ايشان مىكند و مىفرمايد .