إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا
به درستى كه آنان كه گرويدند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كارهاى ستوده
لَهُمْ أَجْرٌ
مر ايشان را مزدى است
غَيْرُ مَمْنُونٍ
ناكاسته يا غير محسوب در معالم آورده كه اين آيت در شان بيماران و عاجزان و ناتوانان آمده كه در حالت ضعف و عجز از اداى عبادت بازمانند حق سبحانه همان مزد طاعتى كه در زمان صحت داشتهاند بديشان مىدهد پس غير ممنون يعنى غير مقطوع باشد عبد اللّه بن عمر رضى اللّه عنه نقل مىكند كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه بنده چون بطريقه نيكو باشد از عبادت پس بيمار شود حق سبحانه ملكى را كه برو موكّل است گويد بنويس براى او مانند عملى كه در وقت صحت داشته تا وقتى كه او را از بند مرض بازرهانيم يا به حضرت ما و اصل شود
قُلْ أَ إِنَّكُمْ
بگو آيا شما
لَتَكْفُرُونَ
هر آئينه كافر مىشويد و نمىگرويد
بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ
بهآنكسىكه بيافريد زمين را
فِي يَوْمَيْنِ
در دو روز امام ابو الليث رح آورده كه در روز يكشنبه آفريد و در روز دوشنبه بگسترانيد
وَ تَجْعَلُونَ لَهُ
و مىسازيد براى او به زبان خود
أَنْداداً
همتايان
ذلِكَ
آن خداوندى كه بيافريد زمين
رَبُّ الْعالَمِينَ
پروردگار عالميان است
وَ جَعَلَ فِيها
و بيافريد در زمين
رَواسِيَ
كوههاى بلند و پايدار
مِنْ فَوْقِها
از زبر زمين تا ناظران در ان نگريسته بهر اعتبار بردارند
وَ بارَكَ فِيها
و بركت داد در كوهها تا درو منابع و معادن آفريد يا بركت داد زمين را باشجار و زرع و انعام و انهار
وَ قَدَّرَ فِيها
و تقدير كرد در زمين
أَقْواتَها
روزيهاى اهل زمين براى اهل هر موضعى از زمين روزى مقرر كرد چون گندم و جو و برنج و خرما و گوشت و امثال آن كه هر يك ازينها غالب اقوات هر بلدهايست و تقدير اين روزيها كرده
فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ
در بقيه چهار روز يعنى دو روز ديگر كه سهشنبه و چهارشنبه بود
سَواءً
يكسان شده
لِلسَّائِلِينَ
مر پرسندگان را از مدت آفرينش زمين و هر چه در وى است يعنى جواب سائلان بىزيادت و نقصان گفته شده
ثُمَّ اسْتَوى
پس قصد كرد
إِلَى السَّماءِ
بآفريدن آسمان
وَ هِيَ دُخانٌ
و حال آنكه او دخانى بود يعنى بخار آب به هيئت دخان در زاد المسير گفته كه حق سبحانه چون آب بيافريد آتش برو گماشت تا او را در شورش آورد و از ان بخارى كه از وى مرتفع شد حق سبحانه آسمان را از وى آفريد و در عين المعانى آورده كه حق تعالى جوهر سبزى بيافريد و به نظر هيبت در ان نگريست بگداخت و روان شد آتش را برو مسلط كرد تا به جوش آمده كفى و بخارى از وى پيدا شد از ان كف زمين و از ان بخار آسمان آفريد نظم
كفى را منبسط سازد كه اين فرشى است بس لايق * بخارى را برافرازد كه اين سقفى است بس زيبا
از ان سقف معلق حسن تصويرش بود ظاهر * و زين فرش مطبّق لطف تدبيرش بود پيدا
فَقالَ لَها
پس گفت خدا بعد از آفرينش آسمان مر او را
لِلْأَرْضِ
و مر زمين را كه هر دو
ائْتِيا
بيائيد بهآنچه بشما را مىفرمائيم
طَوْعاً
از روى فرمانبردارى
أَوْ كَرْهاً
يا از سر ناخواهشى و بىرغبتى يعنى اگر خواهيد و اگرنه از آمدن چاره نداريد مر او اظهار كمال قدرت است نه اثبات طواعيت و كراهيت ايشان و گفتهاند آسمان را گفت آفتاب و ماه و ستارگان خود را ظاهر سازد و زمين را فرمود كه انهار خود را بشگاف و اشجار خود را بيرون آر
قالَتا
گفتند آسمان و زمين
أَتَيْنا
آمديم ما بهر چه فرمودى
طائِعِينَ
فرمانبرداران آوردهاند كه اوّل موضع كعبه معظمه زادها اللّه شرفا از اجزاى زمين سخت گشت پس آنچه در برابر او بود از اجزاى آسمان و بدين جهت آن محل كعبه اسلام و قبله انام گشت و چون آسمان آفريده شد آن را بشگافت .