وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ
و مساوى نيستند نابينا و بينا يعنى غافل و عاقل يا جاهل و عالم
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و يكسان نباشند آنان كه گرويدهاند و عملهاى شايسته كردهاند
وَ لَا الْمُسِيءُ
و نه بدكار يعنى كافر مراد آن است كه چنانچه اعمى و بصير مساوى نيستند در دنيا مؤمن و كافر مساوى نباشند روز قيامت يكى ساكن درجات بود يكى مقيم دركات
قَلِيلًا ما تَتَذَكَّرُونَ
اندكى پند مىپذيريد و چون ثابت شد كه محسن و مسى برابر نيستند در ثواب و عقاب و دنيا دار تكليف است نه دار جزا پس لا بد است از سراى ديگر كه در ان پاداش يابند و آن در قيامت خواهد بود
إِنَّ السَّاعَةَ
به درستى كه ساعت قيامت
لَآتِيَةٌ
هر آئينه آينده است
لا رَيْبَ فِيها
شك نيست در آمدن آن چه تمام رسل بوقوع آن وعده دادهاند
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ
و ليكن بيشتر آدميان
لا يُؤْمِنُونَ
نمىگروند به قيامت و تصديق نمىكنند از قصور نظر و الفت با محسوسات
وَ قالَ رَبُّكُمُ
و گفت پروردگار شما
ادْعُونِي
بخوانيد مرا
أَسْتَجِبْ لَكُمْ
تا اجابت كنم از براى شما معنى اجابت آنكه مرا پرستيد تا ثواب دهم شما را اغلب علماء دعا را فرود آوردهاند بر عبادت و مؤيد اين است كه خداى مىفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ
به درستى آنان كه سركشى مىنمايند
عَنْ عِبادَتِي
از پرستش من
سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ
زود باشد كه درآورده شوند به دوزخ و حفص رح به صيغه معلوم خواند يعنى به دوزخ درآيند
داخِرِينَ
بيچارگان و خوارشدگان و گويند دعا بمعنى استغاثه است يعنى فرياد خواهيد به من بوقت درماندگى تا شما را به فرياد رسم و بقول جمعى مراد از دعا سؤال است يعنى بخواهيد تا بدهم كه خزائن رحمت من مالامال است و كرم من بخشنده آمال ، كدام گدائى دست نياز پيش آورده كه نقد مراد بر كف اميدش ننهادم و كدام محتاج زبان سؤال گشاده كه رقعه حاجتش بتوقيع اجابت موشح نساختم بيت
بر آستان ارادت كه سر نهاد شبى * كه لطف دوست به رويش هزار در نكشاد
و گفتهاند كه دعا بمعنى ثنا است و استجابت بمعنى قبول يعنى مرا ستايش كنيد تا به فضل كامل خود ثناى ناقص شما را قبول كنم يا مراد از دعا توبه است چه تائب خدا را مىخواند بوقت رجوع با او و از اجابت پذيرفتن توبه باشد يعنى توبه كنيد تا بپذيرم بيت
گر توبه كنى پذيرم از روى كرم * وانگه ز سر جريمهات درگذرم .