هُوَ الْحَيُّ
اوست زنده يعنى متفرد بحيات ازلى
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ معبودى كه سزاى عبادت بود مگر او
فَادْعُوهُ
پس بخوانيد او را
مُخْلِصِينَ
در حالتى كه پاكسازندگان باشيد
لَهُ الدِّينَ
براى او دين خود را از شرك يا طاعت خود را از ريا بگوئيد
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
همه سپاسها و ستايشها مر خداى راست كه پروردگار عالميان است
قُلْ
بگو اى محمد ص اين مشركان را كه مىگويند بدين آبا و اجداد خود متديّن شو
إِنِّي نُهِيتُ
به درستى كه من نهى كرده شدهام
أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ
از آنكه بپرستم آنان را كه پرستيد شما
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى
لَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُ
آن هنگام كه آمده است به من حجج و آيات
مِنْ رَبِّي
از پروردگار من
وَ أُمِرْتُ
و مأمور شدهام
أَنْ أُسْلِمَ
بهآنكه گردن نهم و انقياد كنم
لِرَبِّ الْعالَمِينَ
مر آفريدگار جهانيان را
هُوَ الَّذِي
آن كسى هست كه
خَلَقَكُمْ
بيافريد پدر شما را آدم عليه السلام
مِنْ تُرابٍ
از خاك
ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ
پس شما را اى فرزندان وى بيرون آورد از آب منى
ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ
پس از علقه كه منى بعد از چهل روز بدان شكل برمىآيد
ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ
پس بيرون آورد هر يكى را از شما از رحم مادر
طِفْلًا
كودك
ثُمَّ لِتَبْلُغُوا
پس بازميدارد شما را تا برسيد
أَشُدَّكُمْ
بهغايت قوّت خود كه منتهاى شباب است
ثُمَّ
پس ازين درجه بالا مىبرد
لِتَكُونُوا شُيُوخاً
تا گرديد پيران
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى
و از شما كس باشد كه بميرانيده مىشود
مِنْ قَبْلُ
پيش از بلوغ يا قبل از شيخوخت
وَ لِتَبْلُغُوا
و بقا مىدهد شما را تا برسيد
أَجَلًا مُسَمًّى
مدتى نام برده شده كه وقت موت است
وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
و شايد كه شما تعقل كنيد در آفرينش خود انتقال از درجه به درجه
هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
اوست آنكه زنده مىگرداند و بميراند
فَإِذا قَضى أَمْراً
پس چون خواهد و حكم كند كارى را
فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ
پس جز اين نيست كه گويد مر او را
كُنْ فَيَكُونُ
بباش پس بباشد بىمدتى و مهلتى يعنى تكوين او را احتياج به آلتى و عدّتى و فرصتى و كلفتى نيست نظم
فعل او زانكه عيب و علّت نيست * متوقف به هيچ آلت نيست
از خم زلف كاف و طره نون * هر زمان شكلى آورد و بيرون .