تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1057

مساهمون:

ص١٠٥٧
وَ يا قَوْمِ
و اى گروه من
ما لِي
اين چيست كه مرا رسد و چون است كه من
أَدْعُوكُمْ
مىخوانم شما را
إِلَى النَّجاةِ
بسوى رهائى يافتن از عذاب خداى بايمان به دو و متابعت پيغمبر او
وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ
و شما مىخوانيد مرا بسوى عملى كه بدان مستوجب آتش شوم يعنى عبادت فرعون
تَدْعُونَنِي
مىخوانيد مرا
لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ
تا كافر شوم به خداى تعالى
وَ أُشْرِكَ بِهِ
و براى آنكه شريك گردانم بوى
ما لَيْسَ لِي بِهِ
آن چيزى كه نيست مرا به ربوبيت آن
عِلْمٌ
دانشى مراد از نفى علم نفى معلوم است يعنى من غير از وى خدا نمىدانم پس با وى ديگرى را چگونه شريك سازم
وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ
و حال آنكه من مىخوانم شما را
إِلَى الْعَزِيزِ
به خداى كه غالب است يعنى قادر بر تعذيب مشركان
الْغَفَّارِ
آمرزنده و محوكننده گناهان مؤمنان
لا جَرَمَ
و هر آئينه
أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ
آنچه شما مىخوانيد مرا بسوى آن يعنى پرستش او
لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ
نيست مر او را دعوتى به اجابت رسيده يعنى سخن او بيهوده است و اعتبارى ندارد
فِي الدُّنْيا
درين سراى
وَ لا فِي الْآخِرَةِ
و نه در سراى ديگر
وَ أَنَّ مَرَدَّنا
و به درستى كه بازگشت ما همه
إِلَى اللَّهِ
بسوى خداى است و ما را جزا خواهد داد
وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ
و به درستى كه گزاف‌كاران و از حد بيرون‌شدگان در ضلالت و طغيان
هُمْ أَصْحابُ النَّارِ
ايشانند ملازمان آتش دوزخ باز فرعونيان وى را آغاز تهديد كردند و قصد قتل او نمودند او گفت
فَسَتَذْكُرُونَ
پس به زودى ياد خواهيد كرد يعنى بوقت معاينه عذاب ياد آيد شما را
ما أَقُولُ لَكُمْ
آنچه مىگويم شما را
وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي
و بازمىگذارم كار خود را
إِلَى اللَّهِ
به خداى و برو توكل مىكنم تا مرا از شر شما نگاه دارد
إِنَّ اللَّهَ
بتحقيق خداى تعالى
بَصِيرٌ
بينا است
بِالْعِبادِ
بامور بندگان خود آورده‌اند كه فرعون فرمود تا او را بكشند و او گريخته روى به كوه نهاد و به نماز مشغول شد حق سبحانه لشكر سباع برانگيخته تا بگرد وى درآمده آغاز پاسبانى كردند نتيجه تفويض به زود بوى رسيد و از شر اعداء ايمن گشت در كشف الاسرار آورده كه فرعون از خواص خود جمعى را فرستاد تا او را بيارند و سياست كنند ايشان بوى رسيدند نماز وى و نگاهبانى سباع را مشاهده كرده بترسيدند و نزد فرعون آمده صورت حال بازگفتند همه را سياست كرد تا آن سخن فاش نگردد و حق سبحانه از حال حزقيل خبر مىدهد .