تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1056

مساهمون:

ص١٠٥٦
وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً
و گفت فرعون اى هامان بنا كن براى من بناى افراشته
لَعَلِّي
شايد كه من
أَبْلُغُ الْأَسْبابَ
برسم بدرها يا راهها
أَسْبابَ السَّماواتِ
درها يا راههاى آسمان از آسمانى
فَأَطَّلِعَ
پس ديده‌ور شوم يعنى بنگرم
إِلى إِلهِ مُوسى
بسوى خداى موسى يا مشرف گردم بر احوال او
وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ
و به درستى كه من گمان برم موسى را
كاذِباً
دروغ‌گوئى در دعوى رسالت آنكه او را خدا هست كه آفريدگار آسمانها است پس آغاز ساختن بنا كردند موسى عليه السلام بناليد وحى آمد كه اندوهگين مشو و ببين كه من با او چه خواهم كرد پس حق سبحانه بناى وى را بعد از اتمام خراب گردانيد چنانچه در سوره قصص گذشت
وَ كَذلِكَ
و همچنين
زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ
آرايش داده شد براى فرعون
سُوءُ عَمَلِهِ
بدى كردار او
وَ صُدَّ
و بازداشته شد
عَنِ السَّبِيلِ
از راه راست و طريق صواب
وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ
و نبود مكر فرعون در ساختن صرح و تلبيس قوم
إِلَّا فِي تَبابٍ
مگر در تباهى و نيستى
وَ قالَ الَّذِي آمَنَ
و گفت آن كسى كه گرويده بود يعنى حزقيل
يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ
اى قوم من پيروى كنيد مرا
أَهْدِكُمْ
راهنمايم شما را
سَبِيلَ الرَّشادِ
راه راستى و هدايت
يا قَوْمِ
اى گروه من
إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا
جز اين نيست كه اين زندگانى دنيا
مَتاعٌ
برخوردارى است كه زود منقطع گردد يعنى بساط عيش او به اندك فرصتى در نورند و نامه معاشرتش را رقم ابطال دركشند نظم
بباغ دهر كه بس تازه‌روى و خوش‌بوى هست * مباش غره كه رنج خزان ز پى دارد زمان زمان بجهد باد نكبت و ادبار * چه رنگ و بو كه نشانى ز باغ نگذارد
وَ إِنَّ الْآخِرَةَ
و به درستى كه سراى ديگر
هِيَ دارُ الْقَرارِ
اوست سراى آرام كه او را زوال و آفت متصور نيست
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً
هر كه بكند كردارى بد
فَلا يُجْزى
پس پاداش داده نمىشود
إِلَّا مِثْلَها
مگر مانند آن را و اين محض به حكم عدل الهى است
وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً
و هر كه بكند كردارى شايسته
مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى
از مرد و زن
وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
و حال آنكه او مؤمن باشد چه اصل در قبول عمل ايمان است
فَأُولئِكَ
پس آن گروه
يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ
درآورده شوند به بهشت و حفص به صيغه معلوم خواند يعنى به بهشت درآيند
يُرْزَقُونَ فِيها
روزى داده شوند در آن بهشت از فواكه پاكيزه و مطاعم لذيذ و مشارب خوشگوار
بِغَيْرِ حِسابٍ
بىشمار يعنى نه به اندازه عمل بلكه به بسيارى از ان زياده و اين از روى فضل نامتناهى است . آل فرعون از سخنان حزقيل فهم كردند كه او ايمان آورده است زبان ملامت بگشادند كه شرم ندارى كه از پرستش فرعون روى به عبادت ديگرى آورى حزقيل ندا كرد از روى تنبيه تا شايد كه از خواب غفلت بيدار و از مستى نكرت هوشيار شوند پس گفت .