وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي
و گفت فرعون بگذاريد مرا به خوارى
أَقْتُلْ مُوسى
بكشم موسى را
وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ
و گو بخواند خداى خود را تا قتل او از من بازدارد
إِنِّي أَخافُ
به درستى كه من مىترسم
أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ
از آنكه متغيّر سازد كيش شما را و از عبادت من بازدارد
أَوْ أَنْ يُظْهِرَ
يا آنكه آشكارا گردد بسبب دعوت او
فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ
در زمين مصر تباهى و دو گروهى و حفص بضم يا و كسر ها و نصب دال مىخواند يعنى موسى ع ظاهر گرداند در بلده شما فساد را يعنى چون تابعان او بسيار شوند با شما حرب كنند
وَ قالَ مُوسى
و گفت موسى ع قوم خود را بعد از آنكه اين خبر بوى رسيد
إِنِّي عُذْتُ
به درستى كه من پناه گرفتم
بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ
به پروردگار من و پروردگار شما
مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ
از شر هر گردنكشى كه به سبب تعظم
لا يُؤْمِنُ
نمىگرود
بِيَوْمِ الْحِسابِ
بروز شمار فرعون را نام نبرد و بوصفى ذكر كرد كه شامل او و اعيان درگاه او بود چون خبر قتل موسى عليه السلام فاش شد دوستان اندوهگين و دشمنان شادمان گشتند
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ
و گفت مردى كه گرويد
مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ
از خويشان فرعون يعنى حزقيل يا شمعون كه مدتى بود كه بطريق حزم
يَكْتُمُ
مىپوشيد از فرعون و اتباع او
إِيمانَهُ
گرويدن خود را و گفتهاند كه چند سال بود كه ايمان داشت و مىپوشيد و چون خبر قصد فرعون بقتل موسى ع شنيد گفت
أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا
آيا مىكشيد مردى را
أَنْ يَقُولَ
براى آنكه مىگويد
رَبِّيَ اللَّهُ
آفريدگار من خدا است
وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ
و حال آنكه آورده است بشما معجزات روشن و استدلالات هويدا
مِنْ رَبِّكُمْ
از پروردگار شما
وَ إِنْ يَكُ كاذِباً
و اگر باشد او دروغگوئى
فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ
بس برو باشد و بال دروغ او و آن او را هلاك سازد
وَ إِنْ يَكُ صادِقاً
و اگر باشد راستگوئى
يُصِبْكُمْ
برسد بشما
بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ
بعضى از آنكه شما را وعده مىدهد يعنى مىگويد عذاب دنيا و آخرت بشما خواهد رسيد پس اگر صادق است بعضى از ان موعود كه عذاب دنيا است عاجلا بشما رسد
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي
به درستى كه خداى تعالى راه نمىنمايد يعنى توفيق راه يافتن نمىدهد
مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ
كسى را كه از حد درگذرنده است در ريختن خون كودكان بىگناه
كَذَّابٌ
دروغگوينده است در دعوى خدائى .