وَ أَنِيبُوا
و بازگرديد به طاعت يا دعا و تضرع
إِلى رَبِّكُمْ
بسوى پروردگار خويش
وَ أَسْلِمُوا
و گردن نهيد
لَهُ
امر وى را يا اخلاص ورزيد در توحيد
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ
پيش از آنكه كه بيايد بشما عذاب
ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ
پس يارى داده نشويد يعنى هيچكس در دفع عذاب شما را نصرت ندهد
وَ اتَّبِعُوا
و پيروى نمائيد
أَحْسَنَ
نيكوترين
ما أُنْزِلَ
آن چيزى را كه فرستاده شده است
إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ
بسوى شما از آفريدگار شما يعنى عزيمت را متابعت كنيد نه رخصت را و ناسخ را از پى رويد نه منسوخ را
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ
پيش از آنكه بيايد به شما
الْعَذابُ بَغْتَةً
عذاب ناگهان يعنى بلا و عقوبت و مرگ بطريق فجاءت
وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ
و شما نمىدانيد آمدن او را تا در مقام تدارك درآييد
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ
پيش از آنكه گويد نفسى
يا حَسْرَتى
اى پشيمانى من
عَلى ما فَرَّطْتُ
بر ان چيزى كه تقصير كردم
فِي جَنْبِ اللَّهِ
در كار خداى تعالى يا در طلب رضا و جوار رحمت و قرب حضرت او
وَ إِنْ كُنْتُ
و بتحقيق كار آن است كه بودم
لَمِنَ السَّاخِرِينَ
از فسوسكنندگان بكتاب خداى و برسول ص او و به مؤمنان و در سلسلة الذهب در معنى اين آيت فرموده نظم
روز آخر كه گرگ مردمخوار * كند از خواب غفلتش بيدار
يادش آيد كه در جوار خداى * سالها زد بجرم و عصيان راى
هر چه در شصت سال يا هفتاد * كرده از خير و شر پيش افتاد
يكبهيك پيش چشم او دارند * آشكارا به روى او آرند
بگذراند ز گنبد و الا * بانگ يا حسرتا و وا ويلا
حسرت از جان او برآرد دود * و ان زمان حسرتش ندارد سود
أَوْ تَقُولَ
يا گويد آن نفس
لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي
اگر آنكه خداى تعالى راه نمودى ما را
لَكُنْتُ
هر آئينه مىبودم من
مِنَ الْمُتَّقِينَ
از پرهيزگاران و بشرك و معصيت آلوده نمىشدم
أَوْ تَقُولَ
يا گويد
حِينَ تَرَى الْعَذابَ
آن هنگام كه ببيند عذاب را معاينه
لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً
اى كاش كه بودى مرا بازگشتى به دنيا
فَأَكُونَ
تا بروم و باشم آنجا
مِنَ الْمُحْسِنِينَ
از نيكوكاران و فرمانبرداران پس اين گوينده را كه گفت مرا راه نهنمودند و گرنه متقى بود مىگويند .