تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1037

مساهمون:

ص١٠٣٧
إِنَّا أَنْزَلْنا
به درستى كه ما فروفرستاديم
عَلَيْكَ الْكِتابَ
بر تو كتاب را كه قرآن است
لِلنَّاسِ
براى همه مردمان
بِالْحَقِّ
بسبب بيان حق چه قرآن مناط مصالح معاش و معاد ايشان است
فَمَنِ اهْتَدى
پس هر كه راه يابد به قرآن يعنى عمل كند به‌آنچه درو است
فَلِنَفْسِهِ
پس مر او راست فائده آن
وَ مَنْ ضَلَّ
و هر كه گمراه گردد يعنى از قرآن اعراض نمايد
فَإِنَّما يَضِلُّ
پس جز اين نيست كه گمراه مىشود
عَلَيْها
بر نفس خود چه و بال آن برو است
وَ ما أَنْتَ
و نيستى تو
عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ
بر ايشان نگاهبان تا نگذارى كه در ضلالت افتند يا وكيل ايشان نيستى در اختيار هدايت بر ضلالت بلكه بر تو نيست بجز بلاغ و بس
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ
خداى تعالى قبض مىكند نفسها را
حِينَ مَوْتِها
هنگام موت ايشان
وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ
و فروميگيرد نفسهاى كه نمرده است
فِي مَنامِها
در خواب او امام محى السنة رح در معالم فرموده كه هر آدمى را دو نفس است نفس حيات و نفس تميز اما نفس حيات مفارقت مىكند از وى نزديك مرگ و بزوال او نفس تميز نيز زائل گردد و نفس تميز مفارقت مىنمايد بوقت خواب و بزوال او نفس حيات زوال نمىنمايد - و در احقاف از ابن جبير رح نقل مىكند كه حق سبحانه جمع مىكند ارواح احياء و اموات تا با يكديگر آشنائى را نشان مىدهند
فَيُمْسِكُ الَّتِي
پس نگاه مىدارد در ان عالم آن نفس را كه قبل ازين
قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ
قضا كرده است برو مرگ را -
وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى
و مىفرستد ديگر نفوس را كه از ان زندگانى است با بدان ايشان
إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
تا وقت نامبرده كه اجل ايشان برسد و نزد جمهور مفسران امساك و ارسال مر نفوسى را است كه در خواب قبض كرده باشند
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در تو فى نفوس و نگاه داشتن و به ابدان فرستادن
لَآياتٍ
هر آئينه علامتها است بر كمال قدرت و نشانها است براى حشر و بعث
لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
براى گروهى كه تفكّر كنند در امر اماتت كه مشابه نوم است و احيا كه مماثل است به يقظه و در توريت مذكور است كه اى فرزند آدم ع چنانچه در خواب مىروى بميرى و چنانچه بيدار مىگردى برانگيخته شوى و كافران درين تامل نمىنمايند
أَمِ اتَّخَذُوا
بلكه فراگرفته‌اند
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى
شُفَعاءَ
شفيعان كه ايشان را از خداى درخواست كنند
قُلْ أَ وَ لَوْ كانُوا
بگو آيا شفاعت كنند و اگرچه باشند كه به هيچ‌گونه
لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً
مالك نه‌شوند چيزى را از شفاعت يعنى نتوانند
وَ لا يَعْقِلُونَ
و ندانند پرستندگان خود را يعنى توقع شفاعت مىكنند از جمادات و حال آنكه ايشان از قدرت و علم بىبهره‌اند .