تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1034

مساهمون:

ص١٠٣٤
فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ
پس بچشانيد ايشان را خداى تعالى خوارى و رسوائى
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
در زندگانى دنيا بقتل و سبى و جلا و مسخ و خسف
وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ
و هر آئينه عذاب سراى ديگر كه براى ايشان آماده كرده شده
أَكْبَرُ
بزرگتر است از عذاب دنيا چه آن دائم است و قطع نخواهد شد
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
اگر هستند كه بدانند هر آئينه عبرت گيرند و خود را از ان عذاب بازرهانند
وَ لَقَدْ ضَرَبْنا
و به درستى كه ما بيان كرديم
لِلنَّاسِ
براى آدميان يا به جهت اهل مكه
فِي هذَا الْقُرْآنِ
درين كتاب كه قرآن است
مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
از هر مثلى كه به كار آيد در امر دين
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
شايد كه ايشان پند پذيرند به آن و آن قرآن كه فرستاديم
قُرْآناً عَرَبِيًّا
قرآنى است بلغت عربى
غَيْرَ ذِي عِوَجٍ
نه خداوند كجى يعنى بىعيب و خلل و تناقض و فقيه ابو الليث باسناد خود از ابن عباس رض آورده كه غير مخلوق - و بر هر تقدير منزل گردانيده
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
شايد كه ايشان بسبب تامل در معانى آن بپرهيزند از كفر و تكذيب
ضَرَبَ اللَّهُ
بيان كرد خداى
مَثَلًا
مثلى را براى مشرك و موحد و آن مثل كدام است
رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ
مردى است كه درو انبازان باشند يعنى بنده باشد كه چندين خواجه درو شريك باشند
مُتَشاكِسُونَ
شريكان بدخوى ناسازگار و هر يك او را كارى فرمايد و هيچ‌كس را باتمام نتواند رسانيد و هيچ يك از وى راضى نباشد
وَ رَجُلًا سَلَماً
و مردى است بازرسته و مسلم شده از انبازان
لِرَجُلٍ
از براى مروى يعنى غلامى كه او را يك خواجه باشد و كسى در ان منازعت نكند هر آئينه اين بنده به كليه خود متوجه خدمت خواجه شده او را خوشنود تواند ساخت
هَلْ يَسْتَوِيانِ
آيا مساوى باشند اين دو بنده
مَثَلًا
از روى مانندگى يعنى بىشك نباشند چه يكى بتنازع خواجگان درمانده باشد و همه ازو ناراض و ديگرى از خلل تجاذب شركا سالم بوده و خداوند او ازو خوشنود اوّل مثل شرك است كه دل خود را به عبادت هر يك از معبودان خود متفرق ساخته متوزع الضمير و پريشان خاطر است و ثانى مثل موحد است كه نه‌پرستد و دوست ندارد غير خداى را و بجز او اميدگاه ندارد بيت
يك بار بسنده كن چون يك دل دارى * ورنه بكشى تو در جهان بس خوارى
الْحَمْدُ لِلَّهِ
همه ستايشها مر خداى راست كه در خداوندى شريك ندارد
بَلْ أَكْثَرُهُمْ
بلكه بيشتر مردمان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند مالكيت او را على الاطلاق - آورده‌اند كه كفار مكّه مىگفتند
نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ
چشم مىداريم كه محمد بميرد و ازو باز برهيم حق سبحانه فرمود كه
إِنَّكَ مَيِّتٌ
به درستى كه تو اى محمد ص مرده خواهى شد
وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
به درستى كه مشركان هم مردگانند يعنى زود بميرند پس انتظار ايشان مرگ ديگرى را با آن كه از مرگ خود ايمن نيستند عين جهالت است بيت
اى دوست بر جنازه دشمن چو بگذرى * شادى مكن كه بر تو همين ماجرا رود
ثُمَّ إِنَّكُمْ
پس به درستى كه شما اى مؤمنان با كافران
يَوْمَ الْقِيامَةِ
روز رستخيز
عِنْدَ رَبِّكُمْ
نزديك آفريدگار خود
تَخْتَصِمُونَ
خصومت كنيد در امر دين و حجت شما را باشد بر ايشان و گفته‌اند مراد اختصام عام است كه بعضى مردمان با بعضى مخاصمه كنند در قضاياى دنيوى هر يك به حق خود برسند .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1034 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى