تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1036

مساهمون:

ص١٠٣٦
وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ
و هر كه را راه نمايد خداى تعالى تا جز از وى نترسد
فَما لَهُ
پس نيست آن راه‌يافته را
مِنْ مُضِلٍّ
هيچ گمراه‌كننده كه از راه بيفگند
أَ لَيْسَ اللَّهُ
آيا نيست خداى تعالى يعنى هست
بِعَزِيزٍ
غلبه‌كننده بر دشمنان
ذِي انْتِقامٍ
خداوند كينه ستاننده از كافران
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ
و اگر تو بپرسى از مشركان مكّه كه
مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
كه بيافريد آسمانها و زمينها را
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
هر آئينه گويند خداى تعالى چه برهانى واضح و دليلى لايح است بر تفرد او به خالقيت
قُلْ
بگو اى محمد
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ
آيا چون مىبينيد شما آن را كه مىخوانيد
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى يعنى بتان را كه مىپرستيد
إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ
اگر خواهد خداى تعالى به من
بِضُرٍّ
سختى و محنتى
هَلْ هُنَّ
آيا هستند آن بتان
كاشِفاتُ ضُرِّهِ
دفع‌كننده مر آن سختى را كه خداى خواسته به من
أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ
يا اگر اراده كند خداى به من راحتى و منفعتى
هَلْ هُنَّ
آيا باشند آنان
مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ
بازدارنده از من آن رحمت را مقاتل رح گويد پيغمبر ص از ايشان سؤال كرد ساكت شدند حق تعالى فرموده كه
قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ
بگو اى محمد بسنده است مرا خداى تعالى در رسانيدن خير و بازداشتن شر
عَلَيْهِ
برو نه به غير او
يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ
توكل مىكنند توكل‌كنندگان در همه ابواب و كار خود بوى بازمىگذارند بيت
تو با خداى خود انداز كار و دل خوش دار * كه رحم گر نكند مدعى خدا بكند
قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا
بگو اى قوم من عمل كنيد
عَلى مَكانَتِكُمْ
بران حالى كه داريد از روى توكل و حفص مكانتكم خواند
إِنِّي عامِلٌ
به درستى كه من عمل‌كننده‌ام بر حالتى كه دارم از روى توكل
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
پس زود باشد كه بدانيد
مَنْ يَأْتِيهِ
آن‌كس را از ما و شما كه بيايد بد و
عَذابٌ يُخْزِيهِ
عذابى كه او را رسوا گرداند
وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ
و فرود آيد برو
عَذابٌ مُقِيمٌ
عذابى هميشه و پيوسته و خزى يكى دليل غلبه ديگرى بود حق سبحانه رسوا كرد دشمنان آن حضرت صلّى اللّه عليه و سلّم را در روز بدر كه جمعى از ايشان بدست مؤمنان كشته گشتند و جمعى بقيد مذلت و سلسله نكبت گرفتار شدند - بيت
اين سر بباد داده و آن دستها به بند * آن گشته خوار و زار و گرفتار و مستمند .