أَ لَمْ تَرَ
آيا نمىبينى
أَنَّ اللَّهَ
آنكه خداى
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ
فروفرستاد از آسمان
ماءً
آبى يعنى باران
فَسَلَكَهُ
پس درآورد آن آب را
يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ
در چشمها كه در زمين است و در كاريزها
ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً
پس بيرون مىآرد بدان آب كشتزار را
مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ
در حالتى كه مختلف است رنگهاى او چون اخضر و احمر و اصفر و جز آن يا جدا جدا اجناس او چون جو و گندم و كنجد و امثال آن
ثُمَّ يَهِيجُ
پس خشك مىشود آن مزروع بعد از سبزى
فَتَراهُ
پس بينى آن را
مُصْفَرًّا
زرد شده بعد از تازگى و سبزى
ثُمَّ يَجْعَلُهُ
پس مىگرداند خداى عز و جلّ آن را
حُطاماً
ريزهريزه و درهم شكسته
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در انزال باران و اخراج گياه
لَذِكْرى
هر آئينه يادكردنى است
لِأُولِي الْأَلْبابِ
مر خداوندان عقلها را يا در ان پندى است مر خردمندان را كه تشبيه نمايند مال دنيا را بدان كشت تر و تازه و بدان اعتماد ننمايند كه اندك زمانى را آن طراوت روى به زبول نهد و به دامن حوادث درودهشده عرصه تلف گردد نظم
بود مال دنيا چون آن سبزهزار * كه بس تازه بينى بفصل بهار
چو به روى و زد تندبادى خزان * يكى برگ سبزى نيابى از ان
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ
آيا كسى كه گشاده كرده است خداى تعالى
صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
سينه او را براى قبول اسلام و انقياد فرمان ملك غلام و متابعت سيّد انام عليه الصلاة و السلام باشد چون كسى كه سينه او از قبول حق و اسلام تنگ است
فَهُوَ
پس آن گشاده سينه
عَلى نُورٍ
بر روشنى معرفت است
مِنْ رَبِّهِ
از پروردگار خود يا بر يقين و بصيرت در اسباب نزول آورده كه اين آيت در شان مرتضى على كرم اللّه وجهه و حمزه رض است كه سبحانه و تعالى دل ايشان را بنور معرفت روشن گردانيد پس در باب ابو لهب و فرزند بىادب او گفت
فَوَيْلٌ
پس شدّت عذاب
لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ
مر سختدلان را است كه دلهاى ايشان اعراضكننده است
مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ
از ياد كردن خداى عز و جلّ يا خالى از ان
أُولئِكَ
آن گروه غافل و سنگ دلان
فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
در گمراهى آشكاراند يا ضلالت ايشان بر هر كه اندك فهم دارد ظاهر است از حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم مرويست كه علامت شرح صدور و نشانه گشادگى دل بازگشت است بدار الخلود يعنى توجه به آخرت و پهلو تهى كردن از دار الغرور يعنى پرهيز نمودن از دنيا و ساختگى كردن براى مرگ پيش از نزول آن و عزيزى درين باب فرموده رباعى
نشان آن دلى كز فيض اسلام است نورانى * توجه باشد اوّل سوى دار الملك روحانى
ز دنيا روى گردانيدن و فكر اجل كردن * كه چون مرگ اندر آيد خوش توان مردن بهآسانى
آوردهاند كه صحابه كرام رضى اللّه عنهم از حضرت سيّد انام عليه الصلاة و السلام استدعا نمودند لو حدثتنا چه شو كه براى ما سخن گوئى و كام طوطيان ارواح مستمعان را بحديثى از لب شكربار شيرين گردانى بيت
سرمايه حيات ابد اهل ذوق را * در يك حكايت از لب شكرفشان تست
اين آيت آمد -