تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1031

مساهمون:

ص١٠٣١
وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا
و آنان كه پرهيز كردند و يكسو رفتند
الطَّاغُوتَ
از شيطان يا بتان يا كهنه يعنى از هر چه بدون خداى تعالى پرستند ، ايشان بر طرف شدند
أَنْ يَعْبُدُوها
از آنكه بپرستند آنان را
وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ
و بازگشتندى بفرمان خداى عز و جلّ به تمامى و روى دل خود به حق آوردند
لَهُمُ الْبُشْرى
مر ايشان راست مژده در دنيا به زبان ملائكه بوقت موت و در عقبى به مغفرت گناهان و جنّت جاودان و در اسباب نزول آورده كه چون حضرت صديق اكبر رضى اللّه عنه به خدمت حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم سر افراز شد شش تن از عشره مبشره چون عثمان و طلحه و زبير و سعد بن زيد و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف رضى اللّه تعالى عنهم با او ملاقات كرده از حقيقت اسلام استخبار نمودند و از سخنانى كه او فرموده رائحه صدق استشمام نموده مسلمان شدند درباره ايشان اين آيت نازل شد كه
فَبَشِّرْ عِبادِ
پس مژده ده بندگان مرا
الَّذِينَ
آنان كه
يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ
مىشنوند سخن ابو بكر صديق رض را
فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
پس پيروى مىنمايند نيكوتر را مراد از احسن نيكو است چه قول او همه احسن بوده و گفته‌اند استماع قول و اتباع احسن آن عمومى دارد و مراد از قول قرآن است و احسن او محكم باشد دون منسوخ و عزيمت دون رخصت در احقاف آورده كه در قرآن مقابح اعدا و ممادح اوليا است ايشان متابعت احسن مىنمايند كه مثلا طريقه موسى عليه السلام است دون سيرت فرعون و على هذا و در لباب آورده كه مراد اقاويل اهل مللست و احسن همه اسلام باشد و اشهر آنست كه مراد از قول سخنانست كه در مجالس و محافل گذرد و اهل وى متابعت احسن آن اقوال مىكنند در امثال آمده كه خذ ما صفا و دع ما كدر بيت
قول كس چون بشنوى در وى تامل كن تمام * صاف را بردار دردى را رها كن و السلام
و در بحر الحقائق آورده كه قول اعم است از سخن خداى عز و جلّ و ملك و انسان و شيطان و نفس اما انسان حق و باطل و نيك و بد گويد و شيطان بمعاصى خواند و نفس به آرزوها ترغيب كند و ملك به طاعت دعوت نمايد و حضرت عزّت به خود خواند كه تبتل اليه تبتيلا پس بندگان خالص آنانند كه احسن افعال را كه خطاب رب الارباب است از زبان حضرت رسول خدا صلى اللّه عليه و سلّم استماع نمودند و پيروى كنند
أُولئِكَ
آن گروه كه متابع سخنان نيكوتراند
الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ
آنانند كه راه نمود خداى عز و جلّ ايشان را به منزل مقصود
وَ أُولئِكَ هُمْ
و آن گروه ايشانند
أُولُوا الْأَلْبابِ
خداوند عقول صافيه از شوائب اوهام و خاليه از عوادى عادات عوام
أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ
آيا آن‌كسىكه واجب شد برو
كَلِمَةُ الْعَذابِ
كلمه وعيد كه مشير است به عذاب چون لأملأن جهنّم و هؤلاء فى النار و لا ابالى باشد چون كسى كه واجب نشده باشد برو اين كلمه
أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ
آيا تو اى محمد ص مىرهانى
مَنْ فِي النَّارِ
آن را كه در دوزخ باشد يعنى آيا مىتوانى كه او را مؤمن سازى و از عذاب بازرهانى تاكيد است در انكار يعنى اين كار بدست تو نيست كه دوزخيان را بازرهانى ابن عباس رض فرمود كه مراد از دوزخيان ابو لهب است و پسر او عتبه
لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا
ليكن آنان كه بترسيدند
رَبَّهُمْ
از عذاب پروردگار خويش و بايمان و طاعت متصف شدند
لَهُمْ غُرَفٌ
مر ايشان راست منزلها كه بلنداند در بهشت
مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ
از زبر آن غرفهاى ديگر بلندتراند
مَبْنِيَّةٌ
بنا كرده شده يعنى مستحكم مانند منازلى كه بر زمين بنا كنند
تَجْرِي
مىرود
مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
از زير آن غرفها جويهاى بهشت
وَعْدَ اللَّهِ
وعده كرده است خداى تعالى عز و جلّ وعده‌كردنى
لا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعادَ
خلاف نكند خداى تعالى وعده خود را .