أَمَّنْ هُوَ
يا آنكسىكه او
قانِتٌ
فرمانبردارست چون صديق يا فاروق يا عمار يا سلمان يا عبد اللّه بن مسعود رضى اللّه عنهم و اشهر آنست كه ذى النورين رضى اللّه عنه بهر تقدير قانت است يعنى ايستاده بوظائف بندگى و مواظب بر مراسم سرافكندگى
آناءَ اللَّيْلِ
در ساعتهاى شب
ساجِداً
سجدهكننده مر خداى عز و جلّ را
وَ قائِماً
و ايستاده در نماز
يَحْذَرُ الْآخِرَةَ
مىترسد از عذاب آن سراى
وَ يَرْجُوا
و اميد مىدارد
رَحْمَةَ رَبِّهِ
بخشش پروردگار را يعنى با وجود بسيارى طاعت و التزام طريق مجاهدت متردد است ميان خوف و رجا يعنى زمانى گرد كعبه خوف طواف مىكند و ساعتى سوى ميدان رجاء سير مىنمايد و مرغ ايمان جز به اين و و بال اقبال در هواى كمال طيران نتوان نمود كه و لو وزن خوف المؤمن و رجاؤه لاعتدلا نظم
گرچه دارى طاعتى از هيبتش ايمن مباش * ور گنهكارى ز فيض رحمتش دل برمدار
نيك ترسان شو كه قهر اوست بيرون از قياس * باش بس خوشدل كه لطف اوست افزون از شمار
قُلْ
بگو اى محمد ص
هَلْ يَسْتَوِي
آيا برابر باشند
الَّذِينَ يَعْلَمُونَ
آنان كه دانند معالم توحيد را چون ارباب فضائل
وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
و آنان كه ندانند يگانگى حق را چون اصحاب رذائل
إِنَّما يَتَذَكَّرُ
جز اين نيست كه پندپذير مىشوند بدلائل قدرت من
أُولُوا الْأَلْبابِ
خداوندان خردهاى خالص از آلودگى و هم
قُلْ يا عِبادِ
بگو اى بندگان من
الَّذِينَ آمَنُوا
آنان كه گرويدهايد
اتَّقُوا رَبَّكُمْ
بترسيد از پروردگار خود و بپرهيزيد و علامت تقوى ارتكاب طاعت است و اجتناب از معصيت
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا
مر آنان راست كه نيكوئى كردهاند به گفتار كلمه شهادت
فِي هذِهِ الدُّنْيا
درين دنيا
حَسَنَةٌ
مثوبه نيكو در آخرت كه بهشت است يا آنان را است كه احسان نمودند بالتزام طاعات در دنيا پاداش نيكو كه آن صحت است و عافيت يا آنان را كه متصف شدند باخلاق الهى روشنى دل است و تازگى روى و ثناى جميل درين جهان يا آنان را كه عبادت بطريق مشاهده كردند حسنهايست در دنيا كه شهودى انوار تجليات جمالى است و چون بقول بعضى از علماء اين آيت در شان مهاجرين حبشه رض است چون جعفر بن ابى طالب و اصحاب او رض پس احسان را به هجرت تفسير كردهاند يعنى آنها را كه هجرت كردهاند راحتست از اعداء و نجات از بلاى ايشان
وَ أَرْضُ اللَّهِ
و زمين خداى تعالى براى هجرت
واسِعَةٌ
گشاده است هر كسى را كه ارادت هجرت كند
إِنَّما يُوَفَّى
جز اين نيست كه تمام داده مىشوند
الصَّابِرُونَ
صبركنندگان بر مفارقت اوطان يا بر كربت غربت يا بر مشقت عبادت يا بر تحمل اذيات اعداء
أَجْرَهُمْ
مزد خود را
بِغَيْرِ حِسابٍ
بىشمار يعنى به مرتبه كه در شمار نيايد و حساب حسّاب از احاطه بدان عاجز باشد و در معالم هست كه روز قيامت بلاكشان صابران را بعرصات حاضر آرند نه براى ايشان ميزانى نصب كنند و نه ديوانى وضع نمايند بلكه بر ايشان فروريزند مزدهاى ايشان را بىحساب و كار بر ايشان به درجه رسد كه اهل عافيت كه در دنيا به المى و ستمى نبوده باشند تمنّا برند كه كاشكه اجساد ايشان را بمقراض پاره پاره ساختندى تا امروز باهل بلا در يك سلك آمدندى نظم
تو مبين رنجورى غمديدگان * كاندر آن رنجاند آن بگزيدگان
هرك را از زخمهاى غم بيشتر * لطف يارش داده مرهم بيشتر
آوردهاند كه كفّار مكّه حضرت پيغمبر را صلى اللّه عليه و سلّم را گفتند كه ترا چه بر ان دارد كه احداث كنى دين و آئينى را كه مخالف روش ماست آخر درنگر به ملّت پدر و جد و سادات قوم خود كه همه عبادت لات و عزّى مىكردند تو نيز به همان كيش درائى و بياسائى آيت آمد .