إِنْ تَكْفُرُوا
اگر كافر شويد اى اهل مكّه
فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ
پس به درستى كه خداى تعالى بىنيازست
عَنْكُمْ
از ايمان و پرستش شما
وَ لا يَرْضى
و نمىپسندد و نمىفرمايد
لِعِبادِهِ الْكُفْرَ
مر بندگان خود را بكفر و عدم رضاى او بكفر نه براى ضررى است كه لاحق شود به دو بلكه نمىپسندد لحوق ضرر آن را به بندگان
وَ إِنْ تَشْكُرُوا
و اگر سپاسدارى كنيد بر نعمت توحيد يا شكر گوئيد بر نعمت دعوت محمد
يَرْضَهُ لَكُمْ
پسندد آن مر شما را زيرا كه سبب فلاح شما است
وَ لا تَزِرُ
و برندارد ،
وازِرَةٌ
هيچ نفسى بردارند
وِزْرَ أُخْرى
بار گناه نفس ديگرى را بلكه هر يك بردارنده وزر خود بردارد
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ
پس بسوى پروردگار شما است
مَرْجِعُكُمْ
بازگشت شما
فَيُنَبِّئُكُمْ
پس خبر دهد شما را
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بهآنچه بوديد كه عمل مىكرديد و اخبار از ان به محاسبه و مجازات باشد
إِنَّهُ
به درستى كه او
عَلِيمٌ
دانا است
بِذاتِ الصُّدُورِ
بهآنچه در سينهاست از نيات و عزايم
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ
و چون برسد كافران را كه عتبة بن ربيعه است يا ابو حذيفه بن مغيره
ضُرٌّ
سختى چون مرض و فقر و بلا
دَعا رَبَّهُ
بخواند پروردگار خود را
مُنِيباً إِلَيْهِ
بازگردنده بسوى او و فرياد خواهنده از وى ترككننده پرستش صنم و خواهش از وى -
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ
پس چون بدهد خداى تعالى او را
نِعْمَةً مِنْهُ
نعمتى از نزديك خود و آن سختى از وى ببرد
نَسِيَ
فراموش كند
ما كانَ يَدْعُوا
آن چيزى را كه مىخواند خداى را
إِلَيْهِ
بكشف و رفع آن
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين نعمت يعنى آن سختى را فراموش كند يا بعد از راحت دست بدارد از دعا و زارى خود
وَ جَعَلَ لِلَّهِ
و گرداند خداى را
أَنْداداً
يعنى بتان را شريك وى سازد در عبادت
لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ
تا گمراه گرداند مردمان را از راه خداى كه اسلامست
قُلْ
بگو اى محمد ص مر كافران را كه
تَمَتَّعْ
برخوردار باش
بِكُفْرِكَ
بكفر خود
قَلِيلًا
اندك زمانى در دنيا امر تهديدست يعنى از متمتعات هر چه خواهى اشتغال كن
إِنَّكَ
به درستى كه تو
مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
از اهل دوزخى و لذتهاى دنيا در جنب شدتهاى عذاب دوزخ بهغايت محقّر است پس مىفرمايد كه آيا اين چنين كافر بهترست .