سورة الزّمر
مكية و هى خمس و سبعون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - تَنْزِيلُ الْكِتابِ
فرو فرستادن قرآن بر محمد ص
مِنَ اللَّهِ
از خداى تعالى است
الْعَزِيزِ
خداوند غالب در تقدير
الْحَكِيمِ
داناست در تدبير
إِنَّا أَنْزَلْنا
به درستى كه ما فروفرستاديم
إِلَيْكَ الْكِتابَ
بسوى تو كتاب را كه قرآن است
بِالْحَقِّ
به راستى يا براى بيان و اثبات حق
فَاعْبُدِ اللَّهَ
پس بپرست خداى را
مُخْلِصاً
در حالتى كه پاككننده باشى
لَهُ الدِّينَ
براى وى پرستش خود را مخاطب حضرت رسالتپناه ص است و مراد امت است كه ماموراند بهآنكه طاعت خود را از شرك و ريا خالص سازند
أَلا لِلَّهِ
بدانيد كه مر خداى تعالى راست
الدِّينُ الْخالِصُ
پرستيدن پاك از شرك يعنى او سزاوار آن است كه طاعت او خالص باشد زيرا كه متفرد است به صفت الوهيت
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا
و آنان كه فراگرفتند
مِنْ دُونِهِ
بجز خداى عز و جلّ
أَوْلِياءَ
دوستان يعنى خدايان كه بسيار دوست مىدارند كافران ايشان را اعم است از ملائكه و اصنام و غير آن مىگويند
ما نَعْبُدُهُمْ
نمىپرستيم ايشان را
إِلَّا لِيُقَرِّبُونا
مگر براى آنكه ما را تا نزديك گردانند
إِلَى اللَّهِ
به خداى تعالى
زُلْفى
نزديك گردانيدنى يعنى درخواست كنند ما را تا به شفاعت ايشان منزلتى بزرگ يابيم
إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ
به درستى كه خداى تعالى حكم مىكند
بَيْنَهُمْ
ميان اين مشركان
فِي ما هُمْ فِيهِ
در ان چيز كه ايشان در آن چيز
يَخْتَلِفُونَ
اختلاف مىكنند از معبودان يعنى امروز يكى ملك را مىپرستند چون بنى مليح و يكى بشر را چون يهود و نصارى و همچنين بت و شمس و نجوم و عجل و شمه و حجر و جن و آتش را مىپرستند و هر يك را مدعا آنكه معبود او به حق است و باقى باطل حق سبحانه و تعالى روز قيامت ميان ايشان حكم كند و بطلان هر يك را ظاهر گرداند
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي
بتحقيق كه خداى عز و جلّ توفيق هدايت ندهد
مَنْ هُوَ
آن كسى را كه
كاذِبٌ
او دروغگوى است و مىگويد كه آلهه ما شفاعت خواهد كرد
كَفَّارٌ
ناسپاسى كه منعم حقيقى را انكار مىنمايد
لَوْ أَرادَ اللَّهُ
اگر خواستى خداى عز و جلّ
أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً
آنكه فراگيرد فرزندى چنانچه ايشان گمان مىبرند
لَاصْطَفى
هر آئينه اختيار كردى
مِمَّا يَخْلُقُ
از آنچه مىآفريند
ما يَشاءُ
آنچه خواستى از اعز اشيا نه از اخس و از اكمل كه بنون است نه از انقص كه بنات است اما هيچ مخلوق مماثل خالق نيست و ميان والد و مولود مجانست شرط است پس او را فرزند نبود
سُبْحانَهُ
پاكى مر او راست از اتخاذ ولد
هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ
اوست خداى يگانه وحدت ذاتيه او منافى مماثلتست بما سواى او
الْقَهَّارُ
قهركننده و درهمشكننده توهمات و تصورات اهل شرك را .