قالَ
گفت خداى تعالى مر ابليس را بعد از دعوى خيريت كه
فَاخْرُجْ مِنْها
پس بيرون رو از بهشت يا از آسمان يا از صورت ملائكه
فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
پس به درستى كه تو رانده شده از رحمت من و دور شده از رتبت كرامت
وَ إِنَّ عَلَيْكَ
و به درستى كه بر تو است
لَعْنَتِي
راندن و خشم من
إِلى يَوْمِ الدِّينِ
تا روز جزا
قالَ رَبِّ
گفت ابليس اى آفريدگار من
فَأَنْظِرْنِي
پس مرا مهلت ده چون براندى
إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
تا روز كه برانگيخته شوند مردمان و غرض ابليس آن بود كه شربت مرگ نچشد
قالَ فَإِنَّكَ
گفت خداى عز و جلّ پس به درستى كه تو
مِنَ الْمُنْظَرِينَ
از مهلت دادهشدگانى
إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
تا روز كه وقت معلوم است يعنى زمانه نفخه اولى كه همه كس بميرند
قالَ فَبِعِزَّتِكَ
گفت ابليس كه پس به غالبيت و قهريت تو سوگند كه بهر وجه كه توانم
لَأُغْوِيَنَّهُمْ
هر آئينه گمراه گردانم اولاد آدم ع را
أَجْمَعِينَ
همه ايشان را
إِلَّا عِبادَكَ
مگر بندگان تو
مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
از ايشان پاككردهشدگان از لوث شرك و عصيان
قالَ
گفت خداى تعالى
فَالْحَقُّ
پس راستى و درستى از من است
وَ الْحَقَّ أَقُولُ
و درست و راست مىگويم
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ
هر آئينه پر سازم دوزخ را
مِنْكَ
از تو
وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ
و از انها كه پيروى تو كنند
مِنْهُمْ
از آدميان و ديوان
أَجْمَعِينَ
همه ايشان
قُلْ
بگو اى محمد ص
ما أَسْئَلُكُمْ
نمىخواهم شما را
عَلَيْهِ
بر تبليغ وحى و اداى رسالت
مِنْ أَجْرٍ
هيچ مزدى
وَ ما أَنَا
و نيستم من
مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
از تكلّفكنندگان يعنى از جمعى كه بتصنّع از خود ظاهر كنند كه ندانند صاحب كشاف فرموده كه متكلف را سه علامت است يكى آنكه نزاع كند با كسى كه برتر ازو است و دوم آنكه خواهد كه فراگيرد آنچه يافتن آن نه مقدور است سوم گويد چيزى كه نداند
إِنْ هُوَ
نيست قرآن
إِلَّا ذِكْرٌ
مگر پندى
لِلْعالَمِينَ
مر عالميان را از جن و انس
وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ
و زود باشد كه بدانيد خبر قرآن را يعنى آنچه درو است از وعده و وعيد يا بدانيد خبر محمد ص را و صدق سخن او معلوم كنيد
بَعْدَ حِينٍ
بعد هنگامى كه آن حين موت است يا روز قيامت يا وقت ظهور اسلام .