تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1018

مساهمون:

ص١٠١٨
كِتابٌ
اين كتابى است يعنى قرآن
أَنْزَلْناهُ
فروفرستاديم آن را
إِلَيْكَ مُبارَكٌ
بسوى تو بركت داده شده و بسيار خير
لِيَدَّبَّرُوا
تا انديشه كنند
آياتِهِ
در آيتهاى او و تفكر نمايند در معانى و حقائق آن
وَ لِيَتَذَكَّرَ
و تا پندپذير شوند
أُولُوا الْأَلْبابِ
خداوندان عقول صافيه
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ
و بخشيديم ما مر داود عليه السلام را
سُلَيْمانَ
يعنى فرزندى كه آن سليمان ع است
نِعْمَ الْعَبْدُ
نيكوبنده بود سليمان ع
إِنَّهُ أَوَّابٌ
به درستى كه او رجوع‌كننده بود با خداى عز و جلّ در همه احوال آورده‌اند كه سليمان عليه السلام با كفار دمشق و نصيبين كارزار كرد و هزار اسپ از ايشان گرفت و گويند داود عليه السلام با عمالقه غزا كرده بود و هزار اسپ گرفته و بميراث بسليمان عليه السلام رسيد و در معالم مىگويد كه اسپان دريائى بودند و پر داشتند و ديوان از بحر براى سليمان عليه السلام آوردند و بهر تقدير سليمان عليه السلام خواست كه ايشان را تماشا كند بعد از نماز ديگر بعرض آنها مشغول شدند بسبب آن از درد كه در آخر روز داشت بازمانده همه را قربان كرده چنانچه حق سبحانه مىفرمايد
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ
و ياد كن چون عرضه كرده شد بر سليمان ع
بِالْعَشِيِّ
به آخر روز
الصَّافِناتُ
اسپان ايستاده بر سه پاى و بر كناره سم از قائمه چهارم و اين صفت پسنديده است در اسپ
الْجِيادُ
اسپان تيزرو و او به نظاره ايشان مشغول بود تا ورد او فوت گشت
فَقالَ
پس گفت سليمان ع
إِنِّي أَحْبَبْتُ
به درستى كه من برگزيده‌ام
حُبَّ الْخَيْرِ
دوستى مال بسيار يعنى اسپان بحرى كه بازماندم
عَنْ ذِكْرِ رَبِّي
از ياد پروردگار خود يعنى وردى كه داشتم در آخر روز
حَتَّى تَوارَتْ
تا وقتى كه پوشيده شد آفتاب
بِالْحِجابِ
به پرده شب و گفته‌اند حجاب كوهى سبز است محيط به كره زمين
رُدُّوها
بازگردانيد اسپان را
عَلَيَّ
بر من چون بازگردانيدند
فَطَفِقَ
پس در ايستاد و مىسود شمشير
مَسْحاً
سودنى
بِالسُّوقِ
به ساقهاى اسپان يعنى پى مىكرد ايشان را
وَ الْأَعْناقِ
و بر گردنهاى ايشان يعنى مىبريد سرهاى ايشان را و در آن زمان گوشت اسپ حلال بود و آن را در راه خداى تعالى براى قربان ذبح مىكردند و بعضى علماء برانند كه مراد از ذكر نماز عصر است كه از سليمان ع بسبب مطالعه اسپان فوت شد و آفتاب غروب كرد سليمان ع باذن خداى تعالى ملائكه را كه موكل بودند بر آفتاب فرمود كه
رُدُّوها عَلَيَّ
بازگردانيد آفتاب را براى من حق سبحانه تعالى فرمود تا آفتاب را بازگردانيدند تا بموضع وقت عصر آمد تا وى آن را ادا كرد و آنكه آفتاب به دعاى حضرت پيغمبر ما در صهباى خيبر بعد از غروب بازگشت و بجاى عصر باز آمد تا مرتضى على كرم اللّه وجهه نماز عصر بگذارد نزد محدثان مشهورست امام طحاوى رح در شرح آثار خويش آورده كه روات اين حديث ثقات‌اند و از احمد بن صالح رح نقل كرده كه اهل علم را سزاوار نيست كه تغافل كنند از حفظ اين حديث زيرا كه علامت نبوت است قطعه
گه دعوتش گرفته گريبان آفتاب * بالا كشيد از چه مغرب بر آسمان گه قرص بدر را بسر گرد خوان چرخ * دستش دونيم كرده به يك ضربت بنان
آورده‌اند كه حضرت واهب العطيات سليمان عليه السلام را پسرى ارزانى فرمود جماعتى از ديوان از ترس آنكه او نيز چون پدر ايشان را به حوزه تسخير درآرد اجتماع نموده بر قتل او اتفاق كردند سليمان عليه السلام خبر يافت او را بسحاب سپرد تا برضاع او قيام نمايد و از شر ايشان ايمن باشد قضا را آن پسر بمرد و او را مرده بر تخت سليمان عليه السلام افگندند چنانچه حق سبحانه و تعالى خبر داد كه .