تخطئه آن حضرت عين تخطئه جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) است و آن عين تخطئه حسنين ( عليهما السلام ) و سائر اهل بيت ، بلكه ‹ 246 › حضرت رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) و ربّ الارباب است ، پس در حمق و جهل ابى بكر ريبى نماند .
و نيز ظاهر است كه : كسى كه غزوه خيبر را تاريخ تحريم متعه مىگويد ، او صراحتاً نسبت خطا به جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در اين باب نكرده است ، كه نمىكند ، آرى اين را نزد شاه صاحب دعوى غلط در استدلال آن حضرت لازم است ، يا مثل لازم ، چنانچه لفظ ( گويا ) بر آن دلالت دارد ، و با اين ، جهل و حمق چنين كس را شاه صاحب ثابت مىگردانند ; پس جهل و حمق ابى بكر - كه صراحتاً مخالفت حضرت فاطمه [ ( عليها السلام ) ] و جناب امير ( عليه السلام ) نموده ، و تخطئه اين حضرات كرده كه بر خلاف مطلوب اين حضرات استدلال بر پا ساخته ، و كلمات خلاف شأن صراحتاً به مشافهه شان بر زبان آورده - به اولويت زايد به مراتب ثابت و محقق خواهد بود به اعتراف خود مخاطب و هم اعتراف والدش .
وطرفه آنكه بنابر اين جهل و حمق خود مخاطب نيز كما ينبغي ظاهر مىشود ; زيرا كه او در طعن سابق ، نفى ميراث جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) به اغراق و مبالغه نموده ، و تصويب ابى بكر به جدّ و جهد بليغ خواسته ، و اين . . . ( 1 ) عين تخطئه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) و جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) است كه
هامش
1 . در [ الف ] در اينجا به اندازه يك كلمه سفيد است ، ولى مطلب كامل است .