است ، و شهادت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بر هبه فدك ، و هم مطالبه آن حضرت ميراث جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ، و هم استدلال آن حضرت بر مورث شدن جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) به دو آيه قرآنى كه در “ كنزالعمال “ مذكور است ( 1 ) ، نيز حكم صريح است به آنكه : فدك حق حضرت فاطمه ( عليها السلام ) است .
و قطع نظر از اين مطالبه و استدلال و اداى شهادت نزد آن اسوه اهل ضلال ، اگر محض عدمِ انكارِ آن حضرت هم بر مطالبه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) واقع مىشد ، و منضم به اين شهادت و مطالبه نمىشد ، باز هم اين معنا مثبت حكم آن حضرت بود ، به اين معنا كه فدك حق حضرت فاطمه ( عليها السلام ) است ، پس محض ندادن ابوبكر فدك را به حضرت فاطمه ( عليها السلام ) مستلزم تخطئه آن حضرت است ، يا مثبت غصب و عدوان او ، و على التقديرين مطلوب ( 2 ) حاصل .
ليكن چون او استدلال بر نفى ميراث به خبر ( لا نورّث . . ) نمود ، و نفى استحقاق حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فدك را به طريق نحله ( 3 ) به كلمه سخيفه : ( أبرجل وامرأة تستحقّها ؟ ) ( 4 ) كرد ، اين صريح تخطئه آن حضرت است و
هامش
1 . در طعن دوازدهم ابوبكر به نقل از كنزالعمال 5 / 625 گذشت .
2 . در [ ج ] : ( المطلوب ) .
3 . در [ الف و ج ] ( نحل ) آمده ، و صحيح آنچه كه نگاشته شد است .
4 . كذا ، وقد مرّ بلفظ : ( تستحقّينها ) ، وهو الصحيح .