الاجتهاد [ است ] ( 1 ) . پس عجيب است كه علماى او معترف مىشوند كه اين فعل خلاف شرع بوده ، و در اغلاط و خطايا معدود ; او از غايت وقاحت بى دليل و حجت مدعى صواب آن مىشود .
ثم قال ( 2 ) : وجه سوم ( 3 ) :
آنكه ابوبكر را مسأله جده و كلاله معلوم نبود كه از ديگران سؤال مىكرد .
جواب آنكه : اين طعن بر اهل سنت موجب الزام نمىشود ; زيرا كه به نزد ايشان علم به جميع احكام بالفعل در امام شرط نيست ، آرى اجتهاد و ملكه استنباط شرط است ، [ و همين است ] ( 4 ) كار مجتهد كه در اول تتبع نصوص مىكند و تفحص اخبار مىنمايد ، اگر حكم منصوص يافت موافق نص فتوى داد ، و اگر منصوص نيافت به استنباط مشغول شد ، و چون در وقت ابوبكر نصوص مدون نبود ، و روايات و احاديث مشهور نشده ، ناچار از صحابه تفحص مسموعاتشان مىنمود .
قال في شرح التجريد :
أمّا مسألة الجدّة والكلالة ; فليس بدعاً من المجتهدين ; إذ يبحثون من مدارك الأحكام ، ويسألون من أحاط بها علماً ،
هامش
1 . شرح تجريد قوشچى : 373 .
2 . دنباله كلام دهلوى در تحفه اثنا عشريه .
3 . در مصدر : ( دليل سوم ) .
4 . زياده از تحفه اثناعشريه .