و بعينه همين است جواب از مزعوم ابن ابى الحديد كه قريب به همين است .
و نيز دلالت دارد بر بطلان اين توجيه كلام خود ابى بكر كه - على ما سيجيء عن قريب - بر احراق فجائه ‹ 321 › رنج برداشته و ندامت كرده و گفته :
ووددت أني يوم أُتيت بالفجاءة لم أكن أحرقته ، وقتلته سريحاً أو أطلقته نجيحاً ( 1 ) .
و اين كلام - مع ملاحظه سياق و سباق آن - دلالت صريحه دارد بر آنكه ابوبكر اين احراق فجائه را آن مرتبه عظيم دانسته كه آن را در جمله آن نُه امر شمرده كه به وقت واپسين بر آن رنج و تأسف خورده ، پس اگر اين احراق صحيح و عين صواب و ناشى از دليل سنت يا كتاب بود ، اين تأسف و تلهف ، وجهى [ نداشت ] .
و اگر كلام ابى بكر را هم در اين باره اعتبارى نيست ، كلام علماى خود را البته معتبر بايد داشت ، عن قريب از “ حاشيه قرة كمال “ گذشته ( 2 ) كه احراق ابوبكر فجائه مازنى را قادح عصمت او است ، و بديهى است كه اگر اين احراق جايز مىبود ، قدح در عصمت به هيچ وجه نمىكرد .
و ملا على قوشجى هم اعتراف كرده كه اين احراق فجائه از قبيل غلط في
هامش
1 . مصادر آن در طعن شانزدهم خواهد آمد .
2 . مراجعه شود به اوائل همين طعن .