عسرت بودند - استيهاب نموده ، به دختر خود كه در رتبه كمتر از حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) بود باز پس گردانيد .
و علاوه بر اينكه ابوبكر را واقعه ديگر در پيش آمد كه اين قباحت در آن لازم شد ، و آن اين است كه : جابر بن عبدالله دعوى كرد كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) وعده نموده بود كه هرگاه كه مال بحرين خواهد آمد تو را چنين و چنان خواهم داد ، و ابوبكر بدون اينكه از جابر طلب شهود و بينه كند ، تصديق دعوى او كرده ، و يك هزار و پانصد به او داده .
و حديثى كه متضمن اين قصه است ، در ردّ جواب طعن سيزدهم از “ صحيح بخارى “ و غير آن نقل نموده شد ( 1 ) .
و ابوبشير نيز همين دعوى كرده بود و ابوبكر او را يك هزار و چهارصد داد ، چنانچه در “ كنزالعمال “ تبويب “ جمع الجوامع “ مذكور است :
عن أبي سعيد الخدري ، قال : سمعت منادي أبي بكر ينادي بالمدينة - حين قدم عليه مال البحرين - : من كانت له عدة عند رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فليأت ، فيأتيه رجال فيعطيهم ، فجاء أبو بشير المازني ، فقال : إن رسول الله
هامش
1 . در طعن سيزدهم ابوبكر از مصادر ذيل گذشت : صحيح بخارى 3 / 57 - 58 و 4 / 55 - 56 ، الطبقات الكبرى 2 / 317 ، تاريخ الخلفاء 1 / 79 - 80 ، كنزالعمال 5 / 592 ، عمدة القاري 12 / 121 ، فتح البارى 4 / 389 ، شرح الكرماني على البخاري 10 / 125 .