رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بود گفته باشند ، همان جواب در اينجا جارى است .
و ظاهراً اين ناصبى - به حكم آنكه درغگو را حافظه نباشد - آنچه سابق از اين در جواب طعن دوازدهم گفته ، فراموش كرده ( 1 ) .
و نيز در “ صحيح بخارى “ از عايشه مروى است كه او گفت :
وأُتي النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بلحم ، فقلت : هذا ما تصدّق به على بريرة ، فقال : « هو لها صدقة ، ولنا هدية » ( 2 ) .
و اين حديث ، صريح دلالت مىكند بر اينكه : اگر صاحب صدقه ، مال صدقه را هديه كند ، حكم صدقه در آن باقى نمىماند ، پس اگر ابوبكر از تمامى مسلمين از جمله اموالى كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بر ايشان صدقه كرده بود ، فدك را از ايشان استيهاب مىكرد و به حضرت فاطمه ( عليها السلام ) مىداد قباحتى لازم نمىآمد .
هامش
1 . در طعن دوازدهم - در پاسخ به اينكه : شمشير و زره و بَغله شهبا و امثال ذلك را چرا به حضرت امير ( عليه السلام ) دادند ؟ - گفته :
دادن [ به ] حضرت امير ( عليه السلام ) بنابر آن است كه : مال آن جناب بعد از وفات ، حكم وقف دارد بر جميع مسلمين ، خليفه وقت هر كه را خواهد به چيزى تخصيص نمايد ، حضرت امير ( عليه السلام ) را به اين چيزها لايق - بلكه اَليق - دانسته - خليفه اول - تخصيص نمود ! تحفه اثنا عشريه : 276 - 277 .
2 . [ الف و ب ] كتاب الزكاة ، باب الصدقة على موالي أزواج رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] و سلم . [ صحيح البخارى 2 / 135 ، ولاحظ : 6 / 172 ] .