واقع شود كه به آن ، حضرت فاطمه ( عليها السلام ) متأذى شود ، اين معنا موجب ايذاى جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است .
و اين قدر در اثبات موذى بودن ابوبكر ، حضرت رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را كافى و وافى است ، خواه مخاطب در ( اغضاب ) قصد را شرط كند ، يا شروط ديگر مثل تحريك رأس و هزّ اطراف و ارتكاب ديگر افعال سفله و اجلاف در آن افزايد ، خواه از اين دخل نامعقول كه به تقليد كابلى جسارت بر آن كرده باز آيد .
اما آنچه گفته : پر ظاهر است كه ابوبكر هرگز قصد ايذاى فاطمه ( عليها السلام ) نداشت . . . الى آخر .
پس اين ظهور نزد معتقدان عدالت ابوبكر بوده است ، و نزد شيعه ظاهر است كه ابوبكر و عمر را غرض از اخذ فدك و ندادن ميراث حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) همين بود كه اهل بيت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را در نظر مردم قوتى و وقعتى حاصل نشود ، و ضعيف و ناچار بمانند ، و هيچ گونه چنان قدرت ايشان را حاصل نشود كه اخذ خلافت بكنند .
اما آنچه گفته : آرى ; حضرت فاطمه زهرا رضى الله عنها [ ( عليها السلام ) ] بنابر حكم بشريت در غضب آمده باشد !
پس مدفوع است به اينكه : دانستى كه حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) به حكم آيه
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٦١