پس مخدوش است به چند وجه :
اول : آنكه مجرد دعوى ‹ 261 › حضرت فاطمه ( عليها السلام ) براى ثبوت هبه فدك كافى و وافى بود ، حاجت به استشهاد واستناد نداشت ; زيرا كه قطع نظر از دلالت آيه تطهير و احاديث كثيره مثل حديث ثقلين و غير آن بر عصمت آن حضرت ، از كلام خود مخاطب ثابت است كه : دعوى غير واقع از آن حضرت محال است ، حيث قال - آنفاً - :
پس چون هبه در واقع تحقق نداشته باشد ، صدور دعوى و وقوع شهادت از اين اشخاص - كه نزد شيعه معصوم و نزد ما محفوظند - امكان و گنجايش ندارد . ( 1 ) انتهى .
و نيز مخاطب تصريح كرده كه : ابوبكر حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را در دعوى آن حضرت تصديق كرد ( 2 ) .
پس بعدِ ثبوت صدق دعوى و تصديق صدّيق سنيه حاجت به شهود نبود .
و نيز خود ابوبكر - حسب روايت “ طبقات “ ابن سعد كه منقول شده - به حضرت فاطمه ( عليها السلام ) گفته :
فتعلمين أن أباك أعطاكها ؟ فوالله لئن قلت : نعم ، لأقبلنّ قولك ولأصدّقنّك ( 3 ) .
هامش
1 . تحفه اثنا عشريه : 278 .
2 . مراجعه شود به اوئل همين طعن .
3 . الطبقات الكبرى 2 / 316 .