تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
پس حسب افاده مخاطب ثابت شد كه اين حضرات - معاذالله - اين تكذيب را كه از شريح صادر شده پسنديده‌اند ، و تهمت تسويغ اين تكذيب [ را ] به سوى جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) كشيده [ اند ] . اما آنچه گفته : و هركه در ميان اين هر دو چيز فرق نكند ، و عدم حكم را تكذيب شاهد يا مدعى پندارد ، نزد علما قابل خطاب نمىماند . پس ثبوت مخالفت حكم قطعى و ثابت ، و انحراف از تمسك اهل بيت ( عليهم السلام ) كه حسب افاده كابلى ، استلزام آن ترك ولاى اين حضرات را ثابت است ، در ثبوت ضلال و هلاك و خسران ابدى ابى بكر كافى است ، پس جدّ و جهد او در نفى تكذيب ، سودى به او نمىرساند ، و امام و مقتداى او را از كفر و ضلال نمىرهاند ، و هر كه اذعان به اين معنا نكند ، نزد علما قابل خطاب نباشد . با آنكه چون ردّ ابوبكر بر حضرت فاطمه ( عليها السلام ) و ردّ شهادت جناب اميرالمؤمنين [ ( عليه السلام ) ] و حسنين ( عليهما السلام ) حسب افادات علماى سنيه ثابت است ، بنابر تصريح مخاطب جسارت ابى بكر بر تكذيب هم - العياذ بالله من ذلك - ثابت شد . اما آنچه گفته : و چون مسأله شرع كه منصوص قرآن است همين است كه تا وقتى كه يك مرد و دو زن نباشند ، حكم كردن نمىرسد ، ابوبكر در اين حكم نكردن مجبور حكم شرع بود .