« اللهم اجعل صلوتك ورحمتك على آل سعد بن عبادة ( 1 ) » .
پس كمال تعجب است كه هرگاه چنين صحابى جليل الشأن را عمر منافق گويد ، و اين معنا نزد سنيه در كمال ايمان و فضائل او هيچ نكاهد ، باز چه وقاحت است كه بر اهل حق به جهت منافق گفتن ايشان ثلاثه را ، نهايت طعن و ملام مىنمايند ، بلكه خارج از ايمان و اسلام مىپندارند .
پنجم : آنكه روايت طبرى صريح است در اينكه بيعت ابى بكر فلته اى بود مثل فلته جاهليت كه ابوبكر قيام به آن نمود ، و ظاهر است كه جدّ و كدّ اهل سنت در اصلاح چنين فلتات جاهليت جز آنكه تفضيح ايشان مىافزايد اصلا به كار نمىآيد .
و نيز از آنجا كه روايت مشهوره در لفظ فَلته فتح ( فاء ) است و به تصريح أشهب ، فلته به فتح ( فا ) به معناى چيزى است كه ندامت بر آن كنند ( 2 ) ، پس به اعتراف عمر ثابت شد كه بيعت ابوبكر لايق خجالت و ندامت بود ، گو اهل سنت از غايت جسارت آن را موجب جلالت و كرامت دانند ، و هرگز استحيا و ندامت را به سوى خود بارى ( 3 ) ندهند !
هامش
1 . كنزالعمال 11 / 689 .
2 . كلام زركشى در اين زمينه چند صفحه قبل گذشت ، مراجعه شود به التنقيح لألفاظ الجامع الصحيح 3 / 1217 .
3 . يعني راه ندهند ، اجازه ورود ندهند . دهخدا گويد : بار جستن : اذن ورود گرفتن ، رجوع شود به لغت نامه دهخدا .